مقدمه:
داستان غدير، تنها يك واقعة تاريخي، و سرزمين غدير يك سرزمين گرم و خشك
در دامان صحرا نيست! بلكه اين رخداد، واقعهاي عظيم است كه خَلقِ آن در چنين
نقطهاي، منوط به فرمان الهي بوده است. همانگونه كه بعثت نبي اكرم(ص) به فرمان
الهي از درون غاري در دامنة كوه آغاز شده است. غدير، در عين اين كه پرچم جاودان
هدايت و چشمة زلال ايمان است كه پيوسته مؤمنين را در طول تاريخ سيراب نموده،
مرزهاي تاريخي و جغرافيايي را نيز در نورديده و بندگان مؤمن خداوند را به يكديگر
متصل نموده است. آري، غدير، يكي از مهمترين حوادث
تاريخ اسلام است كه تا كنون بيش از ۴۱۴كتاب مستقل دربارة آن تاليف شده كه
نشان دهندة حساسيت و سرنوشتساز بودن آن است. و اين حماسه به علت اهميتي
كه در دين اسلام دارد هرگز كهنه نمي گردد. كه در اين مختصر به برخي از دلايل
اهميت آن اشاره مي كنيم.
1-اعلام جانشيني
اميرمؤمنان(ع) و گرفتن بيعت از مردم:
غدير، نه تنها حادثهاي تاريخي نيست، بلكه برنامهاي الهي براي استمرار
آيين نبوي است كه رمز جاودانگي دين اسلام در آن نهفته است. همه ميدانيم كه
جانشيني رسول خدا(ص)، نقطة اصلي اختلاف بين شيعه و سني است، كه اين امر در بيعت
گرفتن پيامبر(ص) از همگان بر اعتقاد به مسئله جانشيني اميرمؤمنان(ع)، در غدير
اتفاق افتاده است. بيعتي كه سه روز به طول انجاميد
تا اين كه پيامبر(ص) از همه حاضرين در غدير بر اين مسئله پيمان گرفت. در آنجا
عليابن ابيطالب(ع) به عنوان اميرمؤمنان از جانب خداوندـ نه از سوي پيامبر(ص) ـ
به جانشيني رسول خاتم(ص) و به پيشوايي امت اسلام منصوب گشت تا همه، همان
طور كه از پيامبر اطاعت ميكردند، از او اطاعت كنند و در برابر اوامر و نواهي او
تخلف نورزند. آري، خداوند در آياتي از كتاب مقدس خويش، دستور نصب علي(ع) را به
پيامبر(ص) در واقعة غدير، اين گونه بيان ميدارد كه اهميت آن را بيش از پيش نشان
ميدهد.
آنجا (سوره مائده آيه 67 ) ميفرمايد:
(( يا أيُّهَا الرَّسوُلُ بَلِّغْ ما
أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . ))
(( اي رسول! آن چه را (نصب حضرت علي(ع)
به جانشيني خود) كه از سوي پروردگارت بر تو نازل گشته ( به مردم ) ابلاغ كن . .
))
2-عظمت غدير در قرآن
كريم به اندازه رسالت پيامبر(ص):
غدير، اساسِ عقيده بر ولايت اميرمؤمنان و فرزندان معصوم او به عنوان
جانشينان پيامبر(ص) و نيز خلفاي خداوند بر روي زمين است كه در قرآن كريم از عظمت
ويژهاي برخوردار است. خداي متعال در قرآن، اهميت اين واقعه را چنان بيان ميدارد
كه هر مسلماني را به شگفتي واميدارد. خداوند در كلام خويش، خطاب به پيامبر
گرامي اسلام ميفرمايد: كه اگر ولايت اميرالمؤمنين(ع)
را اعلام نكند، همانند اين است كه زحمات طاقتفرساي خود را در جهت انجام رسالت
بر باد داده و نبوت خويش را به پايان نبُرده است! و البته، خداوند او را
از شرّ كساني كه با اين امر مخالف هستند و نميخواهند كه علي(ع) جانشين پيامبر
گردد، محافظت خواهد نمود. آنجا (سوره مائده آيه 67 ) كه ميفرمايد:
(( . . وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ
يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ. . ))
(( . . و اگر (اعلام جانشيني علي(ع) را) انجام ندهي، پس رسالت او را به
انجام نرساندهاي و خداوند تو را از مردم حفظ ميكند . . ))
3-تأكيد پيامبر اكرم(ص) بر
بزرگداشت غدير:
يكي ديگر از
اموري كه اهميت غدير را به حقيقت جلوهگر ساخته و موجب شده تا اين واقعه هرگز از
اذهان مؤمنين و معتقدين به پيغمبر اكرم(ص) خارج نشود، بيانات خود پيغمبر(ص) چه
در خود غدير و چه بعد از آن ميباشد. و نيز آنجا كه
پيامبر(ص) به اميرالمؤمنين(ع) وصيت ميكند كه اين روز را عيد بگيرد. (عوالم
ج 3 ص 211) و دستور پيامبر(ص) بر اين كه: حاضران در آن روز،
بايد پيام غدير را به غايبان برسانند. و نيز آن كه، آن روز را بزرگترين
عيد امّت اسلام قرار دادند و فرمودند:
(( أفْضَلُ أعْيادِ أُمَّتي الْغَدير )) عوالم ج 3 ص 208
(( بزرگترين عيد امّت من، عيد غدير است. ))
4-تكامل دين در غدير:
غدير،
منزلگاهي است براي تكامل آييني كه پيامبر خدا(ص) آن را از غار حرا آغاز نمود و
در كنار بركة آسماني اين سرزمين، به اوج خويش رساند. و خداوند نيز نعمت جاودانه
خويش، يعني اسلام را كه تا آن هنگام به وسيلة پيامبر(ص) به مردم رسانده
بود در اين واقعه كامل نموده و پرچم پيروز آن را به
علي(ع) ميسپارد تا دين را به او كامل گرداند. و بدين ترتيب جانشين پيامبر(ص) در
تمام امورات دين و دنياي مردم گردد، و حاكم بر آنها گرديده، زمام امور را در دست
گيرد.
آري! و به راستي همان گونه كه پيامبر را خداوند انتخاب ميكند تا اسلام
را از جانب او بياورد، بر خداوند است كه جانشين پيامبر را نيز خود انتخاب نمايد
تا آيينش را تكامل و استمرار بخشد. و اگر اين گونه نباشد اسلام فقط براي دوران
حضور پيامبر خوب ميباشد و بس. و ديگر شرط جاودانگي اسلام از بين خواهد رفت. از
اين رو است كه خداوند دين، بدون ولايتِ جانشين پيامبر را ناقص معرفي ميكند و در
كتاب جاودانه خويش از اين حقيقت پرده برميدارد. در آنجا (سوره مائده آيه 3) كه
ميفرمايد:
(( ألْيَوْمْ
أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ
الْإِسْلامَ دينًا . . ))
(( امروز (روز غدير) دينتان را برايتان كامل كردم و نعمتم
رابر شما تمام نمودم و راضي شدم كه دين شما اسلام باشد. ))
5-غدير محور وحدت مسلمين:
مهمترين نقطة اختلاف بين مذاهب شيعه و سني، جانشيني پيامبر اكرم(ص) است.
و غدير از آن رو است كه مهم است، چون ميتواند اختلاف بين شيعه و سني را جداي از
هر گونه تعصب و كينه از بين بِبَرد. و امت يكپارچة اسلامي را هويدا گرداند. زيرا
غدير و جانشيني اميرمؤمنان(ع) واقعهاي نيست كه فقط شيعيان آن را بيان كرده
باشند، بلكه بسياري از علماي اهل تسنن آن را پذيرفته و بيان و نقل نمودهاند به
خصوص، خطبة رسول خدا(ص) و حديث معروف ايشان را در غديركه فرمودند:
(( ألَسْتُ أوْلي بِكُمْ مِنْ
أنْفُسِكُمْ؟ . . فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَليٌّ مَوْلاهُ، أَللّهُمَّ والِ
مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ . . ))
(( آيا من اولي از خودتان نسبت به
خودتان نيستم؟ . . . پس هركس كه من مولاي اويم علي(ع) مولاي او است. خدايا! هركس
كه او(علي) را دوست داشته باشد دوست بدار و هر كه را كه با او دشمن باشد دشمن
بدار. ))
حديث مذكور، جزو احاديث متواتر و بلكه فراتر از آن است زيرا از بيش از
110 صحابي و 85 تابعي نقل شده است از اين رو است كه دانشمند مشهور سني ضياءُ
الدين مُقْبِلي (م1108) ميگويد: (( اگر بنا باشد حديث غدير را (با اين همه
مدارك) محرز و مسلّم ندانيم، بايد قبول كنيم كه هيچ واقعهاي در دين اسلام قابل
اثبات نيست. ))( الغدير ج1ص70) و يا اين كه شمس الدين جَزَري(م739)، منكِران
حديث غدير را بياطلاع قلمداد ميكند. ( أسْنيَ الْمَطالب ص48 ) و به راستي كه اگر همه مسلمانان بر اين مسئله اتفاق مينمودند
و به حبل متين در غدير به عنوان (( حبل الله )) چنگ ميزدند اين همه اختلافات كه
اكنون در ميان ايشان رايج است وجود نداشت.
6-پيام غدير دعوت به
ثَقَلَيْن ( كتابَالله و عترت ) است:
چگونه، حقيقتي كهنه گردد در حالي كه پيوسته به
قرآن دعوت ميكند، و قرآن نيز با آيات زيباي خود، آن را براي هميشه زنده نگاه ميدارد.
مگر پيام غدير چيزي جز سيماي قرآن واستمرار سنت
پيغمبر(ص) است كه پيوسته و در هر عصري به جانشين پيامبر(ص) و حجت خداوند اشاره
مي كند. غدير، هيچگاه در زواياي تاريكِ تاريخ گم نخواهد شد، زيرا هميشه در كنار
خود، علمداري دارد كه از او محافظت مينمايد. و آن هيچ كس نيست جز امام معصوم از
جانب خدا. اما غدير موعودي نيز دارد كه تا زماني كه برپا است به او برپا
است و به او هم وعده ميدهد. آري، مهدي(عج)، موعود، منتظَر و پرچمدار اكنون غدير
است. و همه ميدانند پيام غدير را درباره او:
(( ألا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُروُنِ بَيْنَ
يَدَيْهِ، ألا إِنَّهُ الْباقي حُجَّهً وَ لا حُجَّهَ بَعْدَهُ وَ لا حَقَّ
إِلّا مَعَهُ وَ لا نوُرَ إِلّا عِنْدَهُ ))
(( او است كه پيشينيان به او بشارت دادهاند، او است كه به عنوان حجت
باقي ميماند، و بعد از او حجتي نيست. هيچ حقي نيست مگر همراه او، و هيچ نوري
نيست مگر نزد او. )) ((
از خطبه پيامبر(ص) در روز غدير – كتاب اسرار غدير
ص 127 ))
نتيجه:
غدير يك مسئلة تاريخيِ صِرف نيست، بلكه يك
ركن مهم هدايت ديني است. تلاش براي بزرگداشت آن محكم كردن پاية اعتقاد به اسلام
و پيامبر است. زنده نگه داشتن آن، برافروختن مشعل هدايت بر سر راه بشريت براي
ادامة حيات او است. و غدير بركهاي گم در دامان صحرا نيست بلكه همچون رودي
خروشان براي هدايت گمگشتگان و تشنگان وادي حقيقت است كه پيوسته موج مي زند و از
پس پردة تيرة تاريخ، رنگ آبيِ زيبا و آرامشبخشِ خود را مينماياند. پس، چگونه
چنين روزي را كه خداوند منان بر آن تأكيد نموده و نيز پيامبر اكرم(ص) آن را بزرگ
شمرده و در منشور هدايتِ هستي، قرآن عظيم، از آن ياد شده، از ياد بُرد و رنگ
كهنگي و تاريخي به آن زد.
|
|
|