ارتداد
به دین خیلی از متفکران جدید قانون مجازات اعدام برای ارتداد را به چالش کشیدند و امروزه کمتر از این قانون استناد میشود.
جنگهای ارتداد یا جنگهای رده (به عربی: حروب الردة) مجموعهٔ جنگهایی است که اندکی پس از درگذشت محمد، پیامبر مسلمانان، میان شماری از قبایلمرتد عرب و مسلمانان در گرفت. این قبایل که از اسلامبرگشته بودند در برابر حکومت اسلامی وقت اعلاماستقلال کرده و بر ضد آن قیام کردند. این جنگها میان سالهای ۱۱ تا ۱۳ هجری (۶۳۲ تا ۶۳۳ میلادی)، و در زمان خلافت ابوبکر صورت گرفت. برخی از این قبایل، مثل قبیله بنی حنفیه، از اسلام برنگشته بودند، لکن از دادن وجوهات شرعی به دولت ابوبکر خودداری میکردند، اما ابوبکر این قبایل را نیز مرتد خواند و با آنها نیز جنگید.
در واپسين ماه هاى حيات رسول خدا(ص) و پس از بازگشت از حجة الوداع و آشكار شدن بيمارى آن حضرت، چند نفر ادّعاى پيامبرى نمودند ابن هشام تنها نام دو تن از آنان را (مسيلمه و اسود) برده، اما طبرى نام طليحه را نيز آورده است مسيلمه در نامه اى به پيامبر خدا(ص)، خود را صاحب نيمى از زمين و شريك در پيامبرى معرّفى كرد طليحه نيز پسر برادرش را نزد پيامبر(ص) فرستاده و او را به صلح دعوت نمود.پيامبر (ص)درنخستين اقدام براى مبارزه با مدّعيان نبوّت، نماينده اى به يمن فرستادند و در نامه اى از يمنى ها خواستند تا با اسود به مبارزه برخيزند. يكى دو روز پيش از رحلت پيامبر(ص) اسود كشته شد. اما مسيلمه و طليحه به شورش خود ادامه دادند.
با رحلت پيامبر(ص)، اين شورش ها فزونى يافت; به گونه اى كه مردم مدينه را نگران نمود. منافقان نيز، كه تا آن زمان خود را پنهان ساخته بودند، نفاق خود را آشكار ساختند و يهود و نصارا هم به سرزنش مسلمانان پرداختند. قبايلى مانند اسد، غطفان، عبس و ذبيان در شمال، شمال شرقى و شرق مدينه نيز با اعزام نمايندگانى به مدينه، از خليفه تقاضاى معافيت از پرداخت زكات نمودند و وقتى با مخالفت ابوبكر و جواب ردّ او روبه رو شدند، آماده حمله به مدينه گرديدند.عامل جرأت يافتن شورشيان عليه مدينه، علاوه بر فقدان پيامبر اكرم(ص)، بحرانى بود كه در شهر مدينه و ميان صفوف مسلمانان وجود داشت. شورشيان با آگاهى از اختلاف بر سر جانشينى حضرت محمد(ص)، فرصت را غنيمت شمردند و آماده حمله به مدينه شدند. اگر سران سقيفه اختلاف نمى كردند و بر اساس فرمان رسول خدا(ص) سپاه اسامه را بدون تأخير اعزام مى كردند و خلافت را به كسى كه سزاوار آن بود وا مى گذاردند، شورشيان به خود جرأت اين همه عصيان و سرپيچى از دولت
مركزى را نمى دادند. حضرت زهرا(س)، دخت نبى گرامى(ص)، در سخنانى به اين واقعيت اشاره كرده است، آن جا كه مى فرمايد:
«به خدا سوگند، اگر همگى از كسى كه پيامبر(ص) زمام مركبِ خلافت را به او سپرده بود پيروى مى كردند، آنان را به سوى سعادت رهنمون مى ساخت و اين مركب را آن چنان هدايت مى كرد كه كوچك ترين آسيبى به كسى نرسد.»
به طور قطع، اگر سران سقيفه خودسرانه عمل نمى كردند، شورشيان اين همه جرى نمى شدند; زيرا يك بار در زمان پيامبر(ص)، با اعزام ضرار بن ازور به عنوان فرمانده بنى اسد و دستور سركوب مرتدان، تمام نيروهاى طليحه درهم كوبيده شد و اسود عنسى در همان زمان به دستور پيامبر(ص) به قتل رسيد.
اقدام شورشيان عليه دستگاه خلافت، فرصت خوبى براى ابوبكر ايجاد نمود كه ديدگان را از بحران به وجود آمده در مدينه درباره جانشينى حضرت محمد(ص) به مشكل ديگرى معطوف كند; زيرا وى در حالى به خلافت رسيد كه دو گروه با او مخالف بودند: يكى طرف داران حضرت على(ع) و ديگرى طرف داران سعد بن عباده. ابوبكر مى دانست اين مسأله هر آن، براى او ايجاد مشكل خواهد كرد. بنابراين، فوراً با آن برخوردى جدّى و قاطع نمود. قاطعيتى كه ابوبكر در برابر مرتدان نشان داد، قطعاً بى ارتباط با بحران داخلى مدينه نبود. با اين كه از سيره او اين گونه برمى آيد كه مردى صلح طلب و با عاطفه است، ولى دوسال خلافت وى از او چهره ديگرى نشان مى دهد; از يك سو، با شورشيان و متهمان به ارتداد، با قساوت تمام برخوردمى كند و ازسوى ديگر، جرايم خالد بن وليد عليه بنى يربوع ومالك بن نويره راتأييدمى نمايد.
يكى از محققان معاصر مى نويسد: ماجراى ردّه به طور مستقيم، در حلّ بحران خلافت، كه در اواخر عمر پيامبر(ص) در حال شكل گيرى بود، نقش مهمى داشت; چرا كه بيش تر گرايش هاى سياسى را به يك خطر مشترك جلب نمود. اين حركت دو نتيجه مثبت به همراه داشت: يكى سياسى و ديگرى نظامى; نتيجه سياسى آن تسهيل بحران حكومت بود و نتيجه نظامى آن تجربه اى بود در جنگى با آن وسعت كه منطقه حجاز تا آن روز به خود نديده بود.
پژوهش گر ديگرى نوشته است: هدف ابوبكر از جنگ هاى ردّه تنها بازگرداندن قبايل عرب به دين اسلام نبود، بلكه علاوه
بر آن، هدفش تثبيت حكومت خود و بازگرداندن اطاعت آن ها از حكومت مركزى مدينه بود.
مرتد ملی و فطری
شاهین نجفی، خواننده رپ که به دلیل ترانه نقی به ارتداد محکوم شد.
از نظر قفهای امامیه دو نوع مرتد وجود دارد: فطری و ملی. اگر مسلمان زادهای از دین خود روگردان شده، کفر ورزد، از نوع نخست به شمار میآید و اگر کافری پس از گرویدن به اسلام به کفر بازگردد، به عنوان مرتد ملی شناخته میشود. این تقسیم بندی نزد فقهای شیعه از آنجاست که بین دو نوع مرتد از نظر مجازات تفاوت قائل شدهاند، اما قفهای اهل سنت برای هر دو مجازات یکسانی مطرح کردهاند.
تهيه كننده : هدي هفت جواهريان
منبع:
١.جعفری، کوروش، زمینهها و چگونگی جنگهای رده، بهراهنمایی: اللهیار خلعتبری؛ استاد مشاور: علی اصغر مصدق رشتی؛ پایاننامهٔ کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی، دانشکدهٔ علوم انسانی، ١٣٨٤
٢. محقق داماد، مصطفی. «ارتداد». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۷. تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۷۵. ۴۴۳-۴۴۴.
ولائی، عیسی. ارتداد در اسلام. تهران: نشر نی، ۱۳۸۰. شابک ۹۶۴-۳۱۲-۶۰۱-۳.
3.Griffel, Frank. “Apostasy”. In Encyclopaedia of Islam. vol. 1. 3nd ed. Leiden: E.J.Brill, 2007. 131-134. ISBN 978-90-04-150171.
4.Hallaq, Wael. “apostasy”. In Encyclopaedia of the Qur'an. vol. 1. Leiden: E.J.Brill, 2001. 119-122. ISBN 90 04 11465 3.
5.Heffening, Wilhelm. “MURTADD”. In Encyclopaedia of Islam. vol. 7. 2nd ed. Leiden: E.J.Brill, 1993. 635-636. ISBN 90 04 09419 9.
6.Rahnema, Ali. “KĀŠĀNI, SAYYED ABU’L-QĀSEM”. In Encyclopædia Iranica. 2012. 640-647. Retrieved ۴/۱۱/۲۰۱۴.
7.Peters, Rudolph; De Vries, Gert J. J. (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams 17 (1/4): 1–25. doi:10.1163/157006076X00017. JSTOR 1570336.
دانشجوبان: هدى هفت جواهريان / زهرا بكاىى حسينى
درس تاريخ تحليلى صدر اسلام
در اين وبگاه مطالبي با موضوعات اعتقادي، پژوهشي، فرهنگي، آموزشي، سياسي، پاسخ به شبهات، مشاوره و ... قرار مي گيرد.