ارتداد

ارتداد اصطلاح فقهی به معنی خروج فرد مسلمان از دین اسلام است. ارتداد در لغت به معنی رجوع و بازگشتن دانسته‌اند و در قرآن هم بارها این مفهوم به کار رفته‌است.اصطلاح عربی (رده، ارتداد) در قرآن به کار نرفته است، ولی وعده ترسناکی در آخرت برای کسانی که «بر می‌گردند» یا «انکار می‌کنند» (یَرتَدو( و «کسانی که کافر می‌شوند بعد از آنکه ایمان آوردند, وعده داده شده است. احادیث مجازات ارتداد در اسلام را گردن زدن، سوزاندن، به صلیب کشیدن یا تبعید شدن معرفی می‌کنند. برخی روایات سنتی اجازه می‌دهند تا شخص مرتد، توبه کند. قوانین شرعی اسلامی موافق جریمه اعدام (به طور سنتی توسط شمشیر) برای مرتد مذکر که داوطلبانه اسلام را انکار می‌کند، هستند. علاوه بر این، ارتداد مشمول جرائمی است که قانون‌شکنی (حد، جمع آن حدود) محسوب می‌شود. برخی از مکتب‌های اسلامی اجازه می‌دهند تا مرتدان مونث را به جای اعدام، زندانی کنند. مکتب درباره این سوال که آیا مرتدین اجازه، تشویق یا مجاز به انکار هستند، همان طور که درباره وضعیت دارایی مرتد بعد از مرگ یا تبعید آن چه می‌شود، نظر مختلفی دارند، ولی همگی متفق‌القول هستند که ازدواج فرد مرتد را باید باطل کرد. بر پایه منع قرآنی اجباری اعتقاد

به دین  خیلی از متفکران جدید قانون مجازات اعدام برای ارتداد را به چالش کشیدند و امروزه کمتر از این قانون استناد می‌شود.

جنگ‌های ارتداد یا جنگ‌های رده (به عربی: حروب الردة) مجموعهٔ جنگ‌هایی است که اندکی پس از درگذشت محمد، پیامبر مسلمانان، میان شماری از قبایلمرتد عرب و مسلمانان در گرفت. این قبایل که از اسلامبرگشته بودند در برابر حکومت اسلامی وقت اعلاماستقلال کرده و بر ضد آن قیام کردند. این جنگ‌ها میان سال‌های ۱۱ تا ۱۳ هجری (۶۳۲ تا ۶۳۳ میلادی)، و در زمان خلافت ابوبکر صورت گرفت. برخی از این قبایل، مثل قبیله بنی حنفیه، از اسلام برنگشته بودند، لکن از دادن وجوهات شرعی به دولت ابوبکر خودداری می‌کردند، اما ابوبکر این قبایل را نیز مرتد خواند و با آنها نیز جنگید.

 

در واپسين ماه هاى حيات رسول خدا(ص) و پس از بازگشت از حجة الوداع و آشكار شدن بيمارى آن حضرت، چند نفر ادّعاى پيامبرى نمودند ابن هشام تنها نام دو تن از آنان را (مسيلمه و اسود) برده، اما طبرى نام طليحه را نيز آورده است مسيلمه در نامه اى به پيامبر خدا(ص)، خود را صاحب نيمى از زمين و شريك در پيامبرى معرّفى كرد طليحه نيز پسر برادرش را نزد پيامبر(ص) فرستاده و او را به صلح دعوت نمود.پيامبر (ص)درنخستين اقدام براى مبارزه با مدّعيان نبوّت، نماينده اى به يمن فرستادند و در نامه اى از يمنى ها خواستند تا با اسود به مبارزه برخيزند. يكى دو روز پيش از رحلت پيامبر(ص) اسود كشته شد. اما مسيلمه و طليحه به شورش خود ادامه دادند.

 

با رحلت پيامبر(ص)، اين شورش ها فزونى يافت; به گونه اى كه مردم مدينه را نگران نمود. منافقان نيز، كه تا آن زمان خود را پنهان ساخته بودند، نفاق خود را آشكار ساختند و يهود و نصارا هم به سرزنش مسلمانان پرداختند. قبايلى مانند اسد، غطفان، عبس و ذبيان در شمال، شمال شرقى و شرق مدينه نيز با اعزام نمايندگانى به مدينه، از خليفه تقاضاى معافيت از پرداخت زكات نمودند و وقتى با مخالفت ابوبكر و جواب ردّ او روبه رو شدند، آماده حمله به مدينه گرديدند.عامل جرأت يافتن شورشيان عليه مدينه، علاوه بر فقدان پيامبر اكرم(ص)، بحرانى بود كه در شهر مدينه و ميان صفوف مسلمانان وجود داشت. شورشيان با آگاهى از اختلاف بر سر جانشينى حضرت محمد(ص)، فرصت را غنيمت شمردند و آماده حمله به مدينه شدند. اگر سران سقيفه اختلاف نمى كردند و بر اساس فرمان رسول خدا(ص) سپاه اسامه را بدون تأخير اعزام مى كردند و خلافت را به كسى كه سزاوار آن بود وا مى گذاردند، شورشيان به خود جرأت اين همه عصيان و سرپيچى از دولت 

مركزى را نمى دادند. حضرت زهرا(س)، دخت نبى گرامى(ص)، در سخنانى به اين واقعيت اشاره كرده است، آن جا كه مى فرمايد:

 

«به خدا سوگند، اگر همگى از كسى كه پيامبر(ص) زمام مركبِ خلافت را به او سپرده بود پيروى مى كردند، آنان را به سوى سعادت رهنمون مى ساخت و اين مركب را آن چنان هدايت مى كرد كه كوچك ترين آسيبى به كسى نرسد.»

 

به طور قطع، اگر سران سقيفه خودسرانه عمل نمى كردند، شورشيان اين همه جرى نمى شدند; زيرا يك بار در زمان پيامبر(ص)، با اعزام ضرار بن ازور به عنوان فرمانده بنى اسد و دستور سركوب مرتدان، تمام نيروهاى طليحه درهم كوبيده شد و اسود عنسى در همان زمان به دستور پيامبر(ص) به قتل رسيد.

 

اقدام شورشيان عليه دستگاه خلافت، فرصت خوبى براى ابوبكر ايجاد نمود كه ديدگان را از بحران به وجود آمده در مدينه درباره جانشينى حضرت محمد(ص) به مشكل ديگرى معطوف كند; زيرا وى در حالى به خلافت رسيد كه دو گروه با او مخالف بودند: يكى طرف داران حضرت على(ع) و ديگرى طرف داران سعد بن عباده. ابوبكر مى دانست اين مسأله هر آن، براى او ايجاد مشكل خواهد كرد. بنابراين، فوراً با آن برخوردى جدّى و قاطع نمود. قاطعيتى كه ابوبكر در برابر مرتدان نشان داد، قطعاً بى ارتباط با بحران داخلى مدينه نبود. با اين كه از سيره او اين گونه برمى آيد كه مردى صلح طلب و با عاطفه است، ولى دوسال خلافت وى از او چهره ديگرى نشان مى دهد; از يك سو، با شورشيان و متهمان به ارتداد، با قساوت تمام برخوردمى كند و ازسوى ديگر، جرايم خالد بن وليد عليه بنى يربوع ومالك بن نويره راتأييدمى نمايد.

يكى از محققان معاصر مى نويسد: ماجراى ردّه به طور مستقيم، در حلّ بحران خلافت، كه در اواخر عمر پيامبر(ص) در حال شكل گيرى بود، نقش مهمى داشت; چرا كه بيش تر گرايش هاى سياسى را به يك خطر مشترك جلب نمود. اين حركت دو نتيجه مثبت به همراه داشت: يكى سياسى و ديگرى نظامى; نتيجه سياسى آن تسهيل بحران حكومت بود و نتيجه نظامى آن تجربه اى بود در جنگى با آن وسعت كه منطقه حجاز تا آن روز به خود نديده بود.

 

پژوهش گر ديگرى نوشته است: هدف ابوبكر از جنگ هاى ردّه تنها بازگرداندن قبايل عرب به دين اسلام نبود، بلكه علاوه

بر آن، هدفش تثبيت حكومت خود و بازگرداندن اطاعت آن ها از حكومت مركزى مدينه بود.

        مرتد ملی و فطری

شاهین نجفی، خواننده رپ که به دلیل ترانه نقی به ارتداد محکوم شد.

از نظر قفهای امامیه دو نوع مرتد وجود دارد: فطری و ملی. اگر مسلمان زاده‌ای از دین خود روگردان شده، کفر ورزد، از نوع نخست به شمار می‌آید و اگر کافری پس از گرویدن به اسلام به کفر بازگردد، به عنوان مرتد ملی شناخته می‌شود. این تقسیم بندی نزد فقهای شیعه از آنجاست که بین دو نوع مرتد از نظر مجازات تفاوت قائل شده‌اند، اما قفهای اهل سنت برای هر دو مجازات یکسانی مطرح کرده‌اند.

 

تهيه كننده : هدي هفت جواهريان

 

منبع:

١.جعفری، کوروش، زمینه‌ها و چگونگی جنگ‌های رده، به‌راهنمایی: اللهیار خلعتبری؛ استاد مشاور: علی اصغر مصدق رشتی؛ پایان‌نامهٔ کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید بهشتی، دانشکدهٔ علوم انسانی، ١٣٨٤

٢. محقق داماد، مصطفی. «ارتداد». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۷. تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۷۵. ۴۴۳-۴۴۴.

ولائی، عیسی. ارتداد در اسلام. تهران: نشر نی، ۱۳۸۰. شابک ‎۹۶۴-۳۱۲-۶۰۱-۳.

 

 

3.Griffel, Frank. “Apostasy”. In Encyclopaedia of Islam. vol. 1. 3nd ed. Leiden: E.J.Brill, 2007. 131-134. ISBN ‎978-90-04-150171.

 

4.Hallaq, Wael. “apostasy”. In Encyclopaedia of the Qur'an. vol. 1. Leiden: E.J.Brill, 2001. 119-122. ISBN ‎90 04 11465 3.

 

5.Heffening, Wilhelm. “MURTADD”. In Encyclopaedia of Islam. vol. 7. 2nd ed. Leiden: E.J.Brill, 1993. 635-636. ISBN ‎90 04 09419 9.

 

6.Rahnema, Ali. “KĀŠĀNI, SAYYED ABU’L-QĀSEM”. In Encyclopædia Iranica. 2012. 640-647. Retrieved ۴/۱۱/۲۰۱۴.

 

7.Peters, Rudolph; De Vries, Gert J. J. (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams 17 (1/4): 1–25. doi:10.1163/157006076X00017. JSTOR 1570336.

دانشجوبان: هدى هفت جواهريان / زهرا بكاىى حسينى

درس تاريخ تحليلى صدر اسلام

راهکارهای توسعه و تقویت فرهنگ عفاف و حیا

فصل 1

عوامل مختلفی موجب بی‌حیایی و بی‌عفافی برخی زنان می‌شود؛ ازجمله عوامل فرهنگی و اعتقادی (عدم شناخت و آگاهی، ضعف ایمان و تأثیر از فرهنگ غرب)، عوامل بیولوژیکی و روانی، عوامل اجتماعی (خانواده، محیط‌های آموزشی و جامعه) و عوامل سیاسی. بر همین اساس راهکارهای مطرح‌شده برای ترویج هرچه بیشتر فرهنگ عفاف و حیا، به ابعاد اجتماعی، فرهنگی، روانی و سیاسی تقسیم‌پذیر است.

بعد اجتماعی

بعد اجتماعی ناظر به عملکرد محیط‌هایی مانند خانواده، جامعه، مؤسسات آموزشی (اعم از مدرسه و دانشگاه)، نهادها، سازمان‌ها و گروه‌ها و تعامل‌های اجتماعی است.

1. تقویت باورهای دینی خانواده

بین نگرش، اعتقادات و میزان پایبندی به اصول اخلاقی خانواده و فرزندان همبستگی تنگاتنگی وجود دارد. مطالعات روان‌شناسی کودکان و نوجوانان حاکی از آن است که مهم‌ترین فرد مورد علاقه شخص، در چگونگی شکل‌گیری شخصیت وی نقش بسزایی دارد؛ چراکه نوجوانان و جوانان اغلب با این فرد همانندسازی می‌کنند. بر همین اساس، در پژوهشی میدانی مشخص شده که مهم‌ترین فرد مورد علاقه برای عموم دختران و پسران (به ترتیب با رقم 41 و 2/37 درصد) مادر است. درعین‌حال علاقه دختران به مادرانشان بیشتر از علاقه پسران به مادرانشان است.

دومین فرد مورد علاقه برای جوانان دختر و پسر (به ترتیب 2/21 و 2/29 درصد) پدر است. (تدوین سازمان ملی جوانان، 1381: 37) همچنین طی پژوهشی میدانی، بیشترین عامل اثرگذار در ایجاد انحرافات جنسی 99% عامل خانوادگی و فرهنگی بوده است. (واصفیان، 1388: 183) برای نمونه، اگر ما خروجی بحث عفاف را حجاب در نظر بگیریم، در پژوهشی میدانی مشخص شده که 89 درصد از بانوان، تربیت خانوادگی را علت رعایت نکردن حجاب اسلامی دانسته‌اند. در این پژوهش، اصلی‌ترین انگیزه رعایت نکردن حجاب همین عامل بوده است. (رجبی، 1387: 166)

بنابراین هرچه پدر و مادر نسبت به این موضوع نگرش مثبت‌تری داشته باشند، فرزندان نیز عاملان بهتری برای رعایت حیا و عفاف خواهند بود. به بیانی دیگر، تقویت باور‌های دینی خانواده‌ها مساوی با بالا رفتن باورهای دینی در فرزندان است. درخصوص رعایت حجاب اسلامی، به اثبات رسیده که میان پوشش مادر و فرزند رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ تا آنجاکه براساس تحقیقات صورت‌گرفته 7/90 درصد دخترانی که دارای پوشش روسری، مانتو و شلوار بودند، مادرانشان نیز چنین پوششی داشته‌اند و 7/50 درصد دختران چادری نیز همانند مادرانشان دارای پوشش مشابه بوده‌اند. (شرف‌الدین، 1386: 15)

تأثیر والدین بر فرزندان درخصوص موضوع عفاف و حیا، از لحظه انعقاد نطفه آغاز می‌شود. رسول خدا(ص) می‌فرماید: من لم یستحی مما قال و مما قیل فیه، فهو لغیر رشدة أو حملت امه علی غیر طهر. بی‌گمان رعایت اصول اخلاقی در دوران بارداری و توجه به لقمه حلال، نامگذاری مناسب کودکان، توجه به رشد معنوی فرزندان، غیرت بجا و مناسب پدران نسبت به مسائل اخلاقی فرزندان و از سویی، پایبندی مادر به اصول اخلاقی، از مهم‌ترین عوامل تقویت حیا و عفاف در افراد به‌شمار می‌رود.

 

 

2. تقویت مسائل دینی در محیط‌های آموزشی:

محیط‌های آموزشی در ترویج مسائل معنوی و نهادینه‌شدن آنها نقش بسزایی دارد. مربیان، محتوای آموزشی، مکان و دوستان، از عناصر محوری است که در باورپذیری ارزش‌های دینی در چنین محیط‌هایی اثرگذار است.جامعه‌شناسان معتقدند بسیاری از رفتارهای انحرافی، اکتسابی و قابل انتقال از شخصی به شخص دیگر است. ساترلند می‌گوید:برای آنکه شخصی تبهکار گردد، نخست باید یاد بگیرد که چگونه تبهکار شود. این فرآیند یادگیری در اثر کنش متقابل فرد با دیگران حاصل می‌شود. (واصفیان، 1388: 175)

از همین‌رو دوستان و مربیان در فضاهای آموزشی، در تقویت فضایل اخلاقی افراد نقش در خوری دارند. مثلاً نقش دوستان در پذیرش چادر بیش از نقش مادران در این زمینه است:70% از دخترانی که صمیمی‌ترین دوستانشان چادری بودند، چنین پوششی را برگزیده و 73% از دخترانی که نزدیک‌ترین دوستانشان دارای روسری و مانتو و شلوار بودند، خود همین‌گونه بودند. (شرف‌الدین، 1386: 15) محتوای آموزشیِ مناسب در مؤسسات آموزشی، در ایجاد آگاهی و تقویت فضیلت حیا و عفاف نیز بسیار مؤثر است. به‌جز آموزش‌های مناسب، پیوستگی آنها در مقاطع مختلف تحصیلی نیز ازجمله موارد مهم اثرگذاری است.

دو. بعد فرهنگی و اعتقادی

 

مؤثرترین راه برای ایجاد یا تقویت ارزش یا فضیلتی در افراد، کار فرهنگی است. بالابودن فرهنگ جامعه بیانگر توسعه‌یافتگی آن جامعه است. به بیانی دیگر، همان‌گونه که برخی عوامل غیرفرهنگی در ایجاد ناهنجاری‌های اجتماعی ـ ازجمله تضعیف روحیه حیا و عفاف در زنان ـ نقش زیادی دارد، عوامل فرهنگی مثبت نیز موجب تقویت روحیه عفاف در زنان می‌گردد.

از مهم‌ترین راهکارهای فرهنگی در توسعه و نهادینه‌سازی فرهنگ عفاف و حیا می‌توان بدین موارد اشاره داشت: ایجاد شناخت و دادن آگاهی به بانوان نسبت به مسئله حیا و عفاف، آگاه کردن جامعه ـ به‌ویژه بانوان ـ از پیامدهای منفی بی‌حیایی و بی‌عفافی، هدایت تمایل بانوان به تبرج و تنوع‌خواهی، پررنگ کردن نقش رسانه‌های جمعی در الگوسازی مناسب برای احیای فضایل عفاف و حیا و نیز تصحیح نگرش‌ها نسبت به مقوله زن.

سه. بعد بیولوژیکی و روانی

بسیاری از عوامل بیولوژیکی و روانی در زنان موجب می‌شود که برخی از آنان از مسیر حیا و عفاف فاصله گیرند. ازجمله زمینه‌های بیولوژیکی و روانی در این زمینه عبارت است از: میل به خودنمایی، تبرج، تزئین، تجمل و خودآرایی، تمایل شدید به جلب کردن توجه دیگران به‌ویژه در دوره جوانی، به رخ کشیدن زیبایی‌ها، میل به برانگیختن احساسات مثبت افراد و نیز به‌دست آوردن آرامش و امنیت در پرتو تحسین و تمجید دیگران. (شرف‌الدین، 1386: 5)

ازاین‌رو به نظر می‌رسد پرورش نیروی عقلانی، ایمان‌گرایی، پذیرش مسئولیت، آماده‌سازی فرد برای رویارویی با دنیای متجدد، تعدیل غرایز و دقت در دوست‌گزینی، از مواردی است که موجب از بین رفتن عواملِ پیش‌گفته می‌شود. بی‌تردید دین اسلام با امور فطری زنان ـ مانند میل به تبرج ـ مخالف نیست، اما درصدد اصلاح و تعدیل آن در کانون خانواده است.

چهار. بعد سیاسی

برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که پاره‌ای از افراد هنگامی که به‌هر دلیل با موجودیت نظامِ حاکم مخالف می‌شوند، یا بخشی از عملکرد آن را نمی‌پسندند و از سویی نیز نمی‌توانند به واکنشی ستیزه‌جویانه دست زنند، مخالفت خود را در رفتارهای اجتماعی ظاهر می‌سازند؛ رفتارهایی که برخی از آنها از مصادیق بی‌حیایی و بی‌عفتی به‌شمار می‌رود.

بنابراین اگر حاکمیت سیاسی و اجتماعی از آنِ مذهب‌گرایان باشد، آنان می‌کوشند هر آنچه نشان مذهب دارد، از خود دور سازند و در برابر آن موضع‌گیرند. (غلامی، 1387: 168) از دیگر سو، عده‌ای نیز که از فطرت الهی خود دور شده‌اند و نسبت به ارزش والای عفاف و حیا شناخت کافی ندارند، این‌گونه فضایل اخلاقی را غیرواقعی دانسته، تأکید بر لزوم رعایت آنها را تنها زاییده تخیلات علمای دین می‌دانند و به همین‌رو با رعایت نکردن آنها سعی می‌کنند با حاکمیت سیاسی و دینی حاکم مخالفت کنند.

به همین دلیل عملکرد صحیح نظام سیاسی کشور می‌تواند در توسعه و تقویت عفاف و حیای بانوان نقش مهمی داشته باشد. این عملکردها دارای بعد فرهنگی، نظارتی و انتظامی است که بی‌شک توجه به این ابعاد و هماهنگ‌کردن آنها از سوی دولتمردان و سیاستمداران، انعکاس مناسبی در این زمینه خواهد داشت. دولت، حوزه‌های علمیه، جامعه کارشناسی و نهادهای زنان، مهم‌ترین مجموعه‌هایی هستند که می‌توانند با برنامه‌ای هماهنگ، بیشترین نقش را در تقویت فرهنگ عفاف و حیا در جامعه ایفا کنند.

همچنین یکی از مهم‌ترین وظایف حاکمیت سیاسی هر جامعه، کنترل اجتماعی است. بر این اساس، جامعه هرقدر در فرآیند جامعه‌پذیری و شکل‌گیری شخصیت افراد دقت ورزد و نصاب تربیتی، اخلاقی و انضباط اجتماعی بالایی را در نظر داشته باشد، از طراحی و اِعمال ساختارهای نظارتی و کنترل دقیق ـ اعم از رسمی و غیر رسمی ـ گریزی نخواهد داشت؛ زیرا در هر جامعه، همواره افراد ناسازگار و متخلفی وجود دارد که درصدد سرپیچی‌اند. (شرف‌الدین، 1386: 13)

ناگفته نماند برخورد قهریه با مصادیق بی‌حیایی و بی‌عفافی در جامعه آخرین راه‌حل است. بی‌تردید تا در این زمینه کارهای فرهنگی زیربنایی و روبنایی صورت نپذیرد، برخوردهای انتظامی جز بازخورد منفی در جامعه، پیامد دیگری نخواهد داشت، هرچند برخی معتقدند که برخوردهای مقطعی نیز می‌تواند در بازگشت انسان به فطرت سلیمش اثرگذار باشد.

نتیجه‌

بر پایه آنچه گفته آمد، مشخص شد که دو واژه حیا و عفاف از نظر واژگانی و اصطلاحی دارای معانی متفاوتی هستند، اما به‌شدت نیز با یکدیگر مرتبط‌اند؛ بدین‌معنا که یکی (حیا) ریشه و دیگری (عفاف) ثمره آن است. بر همین اساس، جلوه‌های حیا و عفاف در آیات و روایات مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به این مصادیق، آشکار گردید که این‌دو صفت بسیار به یکدیگر نزدیک‌اند.

بررسی‌های ما در آیات و روایات و همچنین گزارش‌های تجربی نشان می‌دهد که جلوه حیا و عفاف در زنان بیش از مردان است و این نکته‌ای است که می‌توان آن را مطابق با فطرت و خلقت زنان دانست. در پایان این پژوهش با توجه به مفهوم‌شناسی حیا و عفاف، راهکارهایی برای تقویت و ترویج این فرهنگ در بین زنان، به‌دست داده شد؛ چراکه معتقدیم زنان در امور تربیتی خانواده مؤثرترین‌اند. این راهکارها به ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، روانی و سیاسی اشاره داشت که البته هریک نیز به موارد جزئی‌تری تقسیم‌پذیر است.

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم.

2. ابن‌اثیر، مبارک بن مبارک الجزری، 1367، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، تحقیق طاهر احمد الزواری، قم، اسماعیلیان.

3. ابن‌بابویه القمی، محمد بن علی (شیخ صدوق)، 1362، الخصال، قم، جامعه مدرسین.

4. ابن‌مسکویه، احمد بن محمد، 1371، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، قم، بیدار.

5. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، 1414 ق، لسان العرب، 9 جلد، بیروت، دار صادر.

6. احمدی، علی‌اصغر، 1378، روابط دختر و پسر در ایران، تهران، سازمان اولیاء و مربیان.

7. اسماعیلی ‌یزدی، عباس، 1386، فرهنگ صفات بایدها و نبایدهای اخلاقی، قم، مسجد مقدس جمکران.

 

Top of Form

Bottom of Form

چه راهکارهایی برای تقوین عفاف و حیا در جامعه پیشنهاد میکنید؟

 

مباحث اصطلاح شناسی و لغوی حیا و عفاف در قرآن و حدیث فراوان است.حیا دو گونه است: حیا عاقلانه و به جا یا احمقانه و بی جا. حیا عاقلانه همان حفاظت از ارزشهای خویش است که نتیجه اش عفت و پاک دامنی است.اماحیا ی احمقانه و نادرست یعنی کم رویی و ضعف در انجام کار صحیح،یا دفاع از حق خویش یا در ارتباط با همسر.

 

معیار این دو عقل و شرع است و همانگونه که شرع یا عقل دستور داده نباید کم رویی کنیم و برای دفاع از حقوق شخصی باید تلاش کنیم و در واقع هنر نه گفتن داشته باشیم.

 

حیا در لغت،گرفتگی نفس از عمل زشتی است که مورد مذمت دیگران میباشد در کتب لغت آمده که استحیا به معنی گرفتن نفس از عمل زشت است و ترک چنین عملی به خاطر ترس ار مذمت شدن.

تفاوت حیا و خجالت 

تفاوت این دو این است معمولا شخص خجالت زده از عملی که قبلا انجام داده ناراحت شده و تغییراتی در چهره اش پدیدار میشود ولی شخص با حیا به وسیله ی همین ویژگی از عمل انجام نشده خودداری میکند و حالت او نسبت به عمل پیش رو است.در واقع حیا باعث پیشگیری از عمل زشت می شود ولی خجالت حالتی است که بعد از انجام عمل بهاست

ود می آید و به خاطر توسعه کلام گاهی به جای خجالت از واژه ی حیا به کاربرده میشود.

عفاف

حالت درونی و نفسانی است که زمینه گرایش فرد به پوشش و حجاب را فراهم میسازد.در تعریف (عفت) آمده است:غفاف به دست  وآوردن حالتی برای نفس است که از غلبه شهوت بر آن جلوگیری میکند. 

تفاوت حیا و عفاف

تفاوت در این است که علمای اخلاق حیا را ملکه میدانند،ملکه صفتی است که در نفس آدمی راسخ و استوار شده باشد و یا استعدادی است که در پرتو آن، می توان کاری را با مهارت و ذوق انجام داد.مانند استعداد ریاضی. حیا یک ملکه در وجود آدمی است که در طبیعت و سرشت انسان است و جزء خلق و خوی راسخ او گردیده، درحالی که عفت حالت است نه ملکه از این رو ممکن است در معرض خطر قرار گیرد برای همین باید پیوسته مراقب بود تا این حالت نفسانی از بین نرود و یا کم رنگ نشود.

عواملبی حجابی و بی عفتی:

عوامل گوناگون اجتماعی ، اخلاقی،اقتصادی، سیاسی در این موضوع تآثیر دارد.

اینک خلاصه ایی ازآن را تیتروار بیان میکنیم:

الف)جهل:جهل به زشتی و بی حیایی و جهل به اندازه ی زیان دوری ازقرب و رحمت تعالی همه و همه زمینه بد حجابی و بی عفتی است.

ب)کثرت خطا و گناه: پیامد های بدی دارداز جمله قساوت قلب،طرد از درگاه رحمت و عنایت  اللهی،یآس و نومیدی از نجات و موفقیت معنوی و ازبین رفتن قبح گناه و بی تفاوتی نسبت به آن.هنگامی که قبح کار از بین برود دیگر دلیلی برای عفت و حیا وجود ندارد زیرا احساس زشتی نمیکند که شرم و حیا کند.

ج)غنا و موسیقی و رسانه:گوش دادن به موسیقی و آواز های حرام نیز عامل بی حجابی است

 

ادامه نوشته

مهمانی دل ها

آمدم بشنوم زمزمه های مهمانی دلهارا    ///////شاید بگویی چرا وچگونه///////// 

 

آن طور که دوستی ها گواهی می دهند/////// وقلب ها آرامش می یابند////////// 

 

روزها می گذرند ونسیم رحمت جاریست /////// می شنویم زلال پاک کلام فرشته را //////// 

 

همراه می شویم با هم در ذکر تهلیل ////////// ومی نوازیم گوش را به ذکر تسبیح /////////// 

 

اینک که به نیمه رسیدیم وکمی جان گرفته ایم /////گویا پیام پیامبر رحمت را شنیده ایم ///// 

 

اقداماتی تامل بر انگیز

با خواندن خبر تعطیلی تاسیسات فضایی ایران وواگذاری این سازمان مهم واستراتژی به مجموعه ای دیگر بحال دانشمندان فضایی وتیم های تحقیقاتی تاسف خوردم  کاش آنها مارا از احوالات اینروزهای خود آگاه نمایند 

درکمال سکوت وناباوری چه اتفاقاتی که رقم نمی خورد همگان در حد خود موظف به هشدار وانتقاد ونیز اطلاع رسانی و.........

مسایل روز

نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپایی با مدیریت بالای ارتباطی وبکارگیری واژه های اساسی وکاملا بجا از یک طرف بارقه های امید ؛نشاط وپویایی را در جبهه حق مداران واز سویی دیگر بهت وحیرت وناامیدی را در جبهه مخالف حق بیش ازپیش نمایان ساخت .

ما منتظر صاعقه های این پیام اسلامی وبیدار گرانه هستیم .

مسلما امواج انسانی از غرب بپا خاسته وبرعلیه دروغها وفریب های آنان قد علم می کند ونورمعارف قرآن کریم ومواضع حق طلبانه اسلامی سراسر اروپا را فرا خواهد گرفت .

تاباشد با این انوار الهی  ...........

 

نمونه سوالات درس دانش و جمعیت خانواده - استاد محمود زاده- دانشگاه شهید بهشتی

 

  1. در مورد انسان شناسی به طور خلاصه توضیح دهید.
  2. پاره ای از نیاز های انسان مربوط به . . . . . میباشد . جمله را کامل کرده و دو دسته دیگر از نیاز های انسان را بنویسید .
  3. رابطه ی نیاز انسان و ازدواج چگونه برقرار میشود ؟ توضیح دهید.
  4. از جمله شرایط بلوغ می توان به چه شرایطی اشاره نمود ؟ به نظر شما کدامیک مهمتر است .چرا ؟
  5. منظور از بلوغ عاطفی و جسمی چیست؟ تمایز این دو در چه میباشد ؟ توضیح دهید.
  6. چه مواردی را از موانع فرهنگی ازدواج میتوان نام برد ؟ یک مورد را به دلخواه توضیح دهید .
  7. در رابطه با پاسخ گویی به نیاز های جنسی چند دیدگاه مطرح است؟ آن ها را نام ببرید و دیدگاه اسلام را توضیح دهید.
  8. در رابطه با ازدواج آسان براساس پیشنهادات کتاب و نظر خودتان دو پیشنهاد را مطرح نمایید.
  9. منظور از اختلالات جنسی چیست؟ دو مورد آن را نوشته و توضیح دهید.
  10. رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج چه آسیب هایی میتواند داشته باشد؟
  11. از جمله مبانی تحکیم خانواده . . . . . و . . . . را نوشته و یک مورد را توضیح دهید .
  12. چه راهکارهایی را برای کاهش تنش های کلامی بین زوجین میتوان پیشنهاد نمود.
  13. منظور از قرابت که یکی از موانع ازدواج است چه میباشد ؟
  14. رابطه افراطی با دوستان در خانواده و در بین زوجین چه مشکلاتی را ایجاد کرده ؟ چه راهکارهایی برای رفع آن پیشنهاد میکنید؟
  15. توصیه های اسلام در مورد اخلاق جنسی چیست؟ حداقل یک مورد را شرح دهید.
  16. چه مهارت هایی برای تشکیل خانواده لازم و ضروری است ؟ به نظر شما کدامیک از مهارت ها مهم تر است؟
  17. چه نکاتی در حوزه اشتغال بانوان لازم است برای حفظ کیان خانواده رعایت گردد؟ و رعایت این نکات تا چه حد اهمیت داره ؟
  18. در مورد سیاست های جمعیتی توضیح کوتاهی را بنویسید.
  19. چه رویکردهایی در رابطه با سیاست های جمعیتی در کشور های مختلف اعمال میگردد؟
  20. شما در رابطه با سیاست های جمعیتی با کدام رویکرد موافق هستید؟
  21. اگر بخواهیم به سه مورد آسیب جدی در رابطه با کمبود جمعیت جوان کشور ایران اشاره نمود به چه آسیب هایی اشاره میکنید و کدام را مهم تر میدانید ؟ چرا؟
  22. دیدگاه اسلام در مورد جمعیت و باروری چه میباشد ؟ توضیح دهید.
  23. توصیه های اسلام برای تشکیل خانواده و ازدواج را به طور خلاصه بنویسید.

 

 

موفق باشید

ارتداد چیست؟ (تحقیق درس دانش خانواده و جمعیت شنبه ها صبح توسط فاطمه شاطریان)

«ارتداد» از واژه «ردد» و در لغت به معنای «بازگشت» است. در فرهنگ دینی به بازگشت از اسلام به كفر «ارتداد و ردّه» گفته می­شود.شخص مرتد به كسی گفته می­شود كه از اسلام خارج شده و كافر شده باشد. از نظر فقیهان اسلامی مرتد دو نوع است؛ ۱- فطری  ۲- ملی.

مرتد فطری كسی است كه یكی از پدر یا مادرش درحال انعقاد نطفه او مسلمان باشد و این شخص بعد از بلوغش اظهار اسلام نماید و سپس از اسلام خارج شود. مرتد ملی كسی است كه پدر و مادرش درحال انعقاد نطفه او كافر باشند و این شخص بعد از بلوغش اظهار كفر نماید و بعد اسلام بیاورد و سپس از اسلام برگردد و اظهار كفر نماید، مثل فرد مسیحی كه اسلام بیاورد و سپس به دین مسیحی برگردد.

نمونه سوالات درس اندیشه اسلامی 2 - استاد محمودزاده ( دانشگاه شهید بهشتی )

1) دیدگاه قرآن کریم درمورد کتب مقدس ( تورات و انجیل) چه می باشد؟

2) شرایع آسمانی قبل از شریعت پیامبر خاتم (ص) چه سرگذشتی داشتند؟ توضیح دهید. 

3) معجزه به چه معنا و مفهومی است؟ و منظور از اینکه قرآن معجزه ی پیامبر است ،چیست؟ 

4) هدف از بعثت انبیا و رسولان الهی چه می باشد؟ 

5) چگونه عصمت انبیا و رسولان را با دلایل عقلی و نقلی اثبات می کنید؟( یا موررد بررسی قرار می دهید) 

6) در رابطه  با سازگاری علم و دین ،چند نظریه وجود دارد؟ به نظر شما نظریه درست کدام است؟ علت را توضیح دهید. 

7) به یکی از شبهات در رابطه با وحی اشاره نمایید و آن را پاسخ دهید. 

8) یکی از وجوه اعجاز قرآن « اعجاز علمی » آن است، این وجه را چگونه تبیین می نمایید؟ 

9) برای اثبات ختم نبوت چه دلایلی می توانید ارائه نمایید؟ 

10) چگونه ضرورت امامت را ثابت می نمایید؟ 

11) « عصمت » امام چگونه اثبات می شود؟ توضیح دهید. 

12) چرا اطاعت از امام واجب است؟ ( اشاره به آیه ی اطیعوا الله و اطیعوا الرَسول... + توضیحات ) 

13) در عصر غیبت وظیفه ی انسان ها در اطاعت از امام چگونه تبیین می شود؟ 

14) فلسفه ی غیبت چه می باشد؟ ( حداقل دو مورد ) 

15) آیا از نظر عقلی و منطقی طول عمر امام زمان (عج) قابل اثبات است یا خیر؟ توضیح دهید. 

16) سیمای «جامعه ی مهدوی» و ویژگی های آن را نام ببرید؟ 

17) منابع شناخت اسلام _________ و _________ می باشد. یک مورد آن را تبیین نمایید. 

18)منظور از «سکولاریسم» چیست؟ بطور خلاصه توضیح دهید. 

19) مفهوم «شمولیت» و «تکثرگرایی» از نظر دینی چگونه تبیین می شود؟ 

20) با یک دلیل نقلی «ولایت فقیه» در عصر غیبت را اثبات نمایید. 

21) نظر اسلام در رابطه با «سکولاریسم» و «لیبرالیسم» چه می باشد؟ 

طلاق عسر و حرج در فقه و قانون (تحقیق پایانی درس دانش خانواده و جمعیت توسط پردیس سامانی فر)

براساس فقه اسلامی ‌و قانون مدنی، موجبات طلاق سه دسته است: طلاق به اراده مرد، طلاق به درخواست زن و طلاق توافقی. یکی از جدایی‌هایی که به درخواست زوجه اتفاق می‌افتد، طلاق ناشی از عسر و حرج زوجه است. مطابق قاعده فقهی عسر و حرج و به موجب ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی که برگرفته از این قاعده است، در صورتی‌ که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. با توجه به اینکه امروزه در زندگی شهری معضلاتی چون اعتیاد، حبس، بیماری‌های روحی و روانی و مشکلاتی از این دست رو به فزونی است، طلاق ناشی از حرج و مشقت زوجه، در رویه قضایی بیشتر مورد توجه واقع شده است.