علل و انگیزه پیمان حلف الفضول

 فصل سوم

علل و انگیزه پیمان حلف الفضول را بنویسید؟

حلف الفضول:

حلف الفضول به معناي پيمان جوان‌مردان، اشاره به عهد و پيماني دارد كه قبل از بعثت،حضرت پيامبر (ص) به همراه عده‌اي از جوانان مكه در خانه عبدالله بن جدعان اجتماع كردند و سوگند ياد كردند تا از ستمديدگان و افراد غريبه‌اي را كه و ارد شهر مي‌شوند و مورد ستم زورمندان و اقع مي‌شوند ياري كنند.

احلاف قبل از اسلام:

قبل از اسلام در میان اعراب و سران برخی از قبائل پیمان هائی بسته شده بود که به احلاف مشهور است و هدف از این پیمان ها عموما جلوگیری از بی نظمی و اغتشاش و مقاومت در برابر دشمنان قریش و حمایت از خانه کعبه و اهداف دیگری بود، که از جمله آن ها است «حلف المطیبین » و «حلف اللعقة » که در سبب نامگذاری آن ها نیز به این نام ها سخنانی گفته اند.(1)

و از جمله این پیمان ها که طبق روایات رسیده، اسلام نیز آن را امضاء کرده و به عنوان پیمان مقدسی از آن یاد شده «حلف الفضول » است که به شرحی که ذیلا خواهیم گفت برای جلوگیری از ظلم و تعدی زورگویان و به منظور دفاع از ستمدیدگان بسته شد، و چون این پیمان در هدف مشابه پیمان دیگری بوده که سال ها قبل از آن بوسیله «جرهمیان » بسته شد و انعقاد آن بوسیله چند نفر بوده که نام همگی آن ها «فضل » یا فضیل بوده (یعنی فضل بن فضاله و فضل بن وداعه و فضیل بن حارث و یا به گفته بعضی: فضل بن قضاعه و فضل بن مشاعه و فضل بن بضاعه)-[۲] بدین جهت به این پیمان نیز «حلف الفضول » گفتند، و برخی نیز در وجه تسمیه و این نامگذاری وجوه دیگری گفته اند که جای ذکر آن نیست(3)

ادامه نوشته

موقعيت دين و مذهب در سه جامعه

فصل دوم

موقعیت دین و مذهب در سه جامعه ایران دوره ساسانی ،امپراطوری روم و جزیره العرب را بیان نمایید.

در جامعه ایران دوره ساسانی: در ایران دوره ساسانیان ظاهرا دین زرتشت رسمیت پیدا نموده بود و رسوم و آداب آن در زندگی و مرگ اجرا می‏شد ولی در عین حال چنان که معلوم است اعتقاد به تثلیث - اهورامزدا، مهر، و آناهیتا - همچون گذشته، در میان طبقات از بالاترین تا پایین‏ترین آن رواج داشته است. دین زرتشت با آیین‏های خشک و غیرقابل انعطاف که حامی طبقات یا کاست‏های فرمانروا بود، احتمالا نمی‏توانست آن وجهه را در میان طبقات پایین هم داشته باشد. این دین در حقیقتاز همان آغاز ساسانیان به وسیله موبدان به سود دودمان حاکم و اشراف فئودال و به زبان مردم روستا و زحمتکشان شهری، تغییر یافته و آداب و رسوم آن تعمیم داده شده بود. کریستن سن از منابع نصرانی، از سوگند یزدگرد اول به خورشید یاد می‏کند و می‏گوید: این پادشاه سه بار سوگند به آفتاب را تکرار کرده است، و سعی داشت که روحانیون عیسوی خورشید پرستی را بپذیرند بنابراین، تعظیم خورشید به عنوان مظهر مهر - به شکل میترای زیبا - در دین زرتشتی مقامی ارجمند داشت. در اوستا - کتاب دینی زرتشتیان - به طور نمایان از مهر و آناهیتا، در مقام خدایان مقتدری که در طبیعت و زندگی مثل اهورامزدا نقش دارند یاد شده است؛ اما در این دوره رسم به خاک سپردن اموات و گذاشتن آنان در هوای آزاد معمول بود. در این دوره، آتشکده‏ها برای طبقات مختلف در نظر گرفته شده بود. مثلا: آتشکده فرنبغ، برای روحانیون و آذرگشسب برای جنگاوران و اشراف و برزین مهر برای کشاورزان و مردم عادی اختصاص داشت این سه بیش از زیارتگاه‏های دیگر سراسر ایران زینت و ثروت داشتند. ریچارد فرای، درباره وضع دین زرتشتی در پایان ساسانیان می‏نویسد: این دین، رو به انحطاط می‏رفت و دستگاه روحانی آن که به تشریفات و رسم‏های دینی پیش‏تر می‏پرداخت، به نابودی می‏گرایید با نگرشی بر کارنامه ساسانیان در مینوی خرد، تصویر روشنی از موبدان و مغان به دست می‏دهد؟ که کاملا از ریاکاری و از قدرت‏طلبی آنان سخن می‏گوید هم چنین ارداوبرافنامه و یا کتاب کلیله و دمنه که برزویه با، تصویری از شرایط زمان ساسانی را مطرح می‏نماید. در چنین شرایطی، اوضاع اجتماعی ایران به آن جا رسیده بود که آیین زرتشت، برای هدایت و ارشاد اخلاقی مردم کفایت خود را از دست داده بود و در واقع نمی‏توانست دستگاه خسته و گسیخته و ملول ساسانی را با خود حمل کند، زیرا جامعه ساسانی با ارزش‏هایی چون خون نژاد مالکیت که عامل عمده‏ای در امتیاز طبقات به شمار می‏رفت، شکل 

ادامه نوشته

تعامل اسلام با نمودهاى اخلاقى در جاهليت

فصل دوم

تعامل اسلام با نمودهای اخلاقی در جاهلیت

 

غالباً چنین تصور می‌شود که سنت ها و نظام های اخلاقی و اجتماعی عرب قبل از اسلام را یکسری سنت ها و اخلاق بد و ناشایست تشکیل می‌داده است، به ویژه آن که قرآن مجید نیز از این دوران به «جاهلیت» تعبیر کرده، حضرت علی(ع) نیز در نهج البلاغه آن را مورد انتقاد قرار داده، در این باره می‌فرماید: «خداوند پیامبر(ص) را به رسالت مبعوث ساخت، که جهانیان را بیم دهد و امین آیات وی باشد، در حالیکه شما ملت عرب بدترین دین و آیین را داشتید و در بدترین سرزمین‌ها زندگی می‌کردید، در میان سنگ‌های خشن و مارهایی که فاقد شنوایی بودند.

آب های آلوده را می‌نوشیدید و غذاهای ناگوار را می‌خوردید، خون یکدیگر را می‌ریختید و پیوند خویشاوندی را قطع می‌کردید، بتها در میان شما بر پا بود و گناهان سراسر وجود شما را فرا گرفته بود. (خطبه26) روشن است که در این گفتار، انحطاط فکری اعراب در مقابل انحطاط مادی و معنوی به تصویر کشیده شده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا از دیدگاه قرآن، آنچه که فرهنگ عرب قبل از اسلام را شکل می‌داده، یکسره مطرود بوده است یا این که پاره ای از اجزای به میراث مانده فرهنگ عرب را می‌توان به عنوان نکات مثبت آن شناسایی کرد؟

مطالعه تاریخ به ما نشان می‌دهد که پاره ای از صفات برجسته مانند جوار (پناه دادن)، و حلف (هم پیمانی)، اکرام میهمان(ضیف) و اهتمام به مکارم اخلاق، چون جود و سخا و صبر و شجاعت وجود داشته است؛ با این توضیح که اعراب جاهلی اخلاق را به گونه ای دیگر تفسیر می‌کرده اند. به طور مثال، آنان سخاوت، غیرت و شجاعت و مروت را می‌ستودند، ولی مفهوم سخاوت در نظر آن ها عبارت بود از ریخت و پاش بیش از حد برای خود نمایی هر چه بیشتر.

آنان زنده به گور کردن دختران را از مراتب عالی و نهایت غیرتمندی می‌شمردند. شجاعت آن ها عبارت بود از غارتگری، انتقام جویی، تجاوز و کشتار. وفا و یگانگی را در این می‌دانستند که در هر حادثه از قبیله های خود اعم از حق یا باطل حمایت کنند. اسلام ضمن تأیید اصل این صفات، برخی نمودها و کاربردهای نادرست آن ها را اصلاح کرد.

ادامه نوشته

فصل دوم

بحران دینی در عصر ساسانی

ظهور ساسانیان در ایران، علاوه بر ایجاد تحول سیاسی، دگرگون مذهبی را نیز به همراه داشت؛ به گفته کریستین سن،«اگر تمرکز گرایی بازگشت به سنتهای زمان داریوش کبیر به شمار آید، ایجاد دین رسمی حتما از ابتکارات ساسانیان بوده است». در واقع تلاش ساسانیان در برقراری وحدت مذهبی، مکمل کوششهای آنان در برقراری وحدت سیاسی و در جهت نیل به تمرکز قدرت محسوب می شد؛ به همین منظور ساسانیان در نخستین دوران فرمانروایی خود؛ بی درنگ مبارزه با کیش زرتشتی را، که با هلنیسم و انواع ناشی از ادغام هلنیسم و فرهنگ شرقی آمیخته شده بود، آغاز کردند و کوشیدند تا رسالت زرتشت و دین او را به دور از هر نوع آمیختگی و به شکل حقیقی آن بازگردانند.آنان برای دستیابی به این هدف، در آیین ایزدان مورد ستایش، سازش و التقاطی ایجاد کردند که منظور از آن، وحدت ایران، و متحد گردانیدن شاهان و شاهکان و استانهای کشور در یک مجموعه واحد بود.

تشکیل دولت ساسانی نتیجه همکاری موبدان و خاندان ساسانی

اگرچه ساسانیان خود قبل از در دست گرفتن قدرت، جایگاه برجسته ای در نظام مذهبی داشتند، در واقع تشکیل دولت ساسانی برآیند همکاری بازوی مذهبی موبدان و بازوی نظامی خاندان ساسانی بود؛ به همین دلیل موبدان پارسی، با توسل به ایمان به مشروعیت انحصاری اندیشه و اعمال دینی خود، از قدرت نظامی و سیاسی ساسانیان به عنوان ابزاری برای تحمیل مزداگرایی به دیگر نقاط کشور و ریشه کن کردن یا سرکوب همه ناسازگاران به عنوان انحراف و ارتداد استفاده کردند،اما علی رغم رقابتهای آشکار و پنهان دو نهاد دین و دولت، که گاه به خصومت می گرایید، وجود دیدگاهها و منافع مشترک، از جمله تاکید بر تمرکزگرایی، همچنین نیاز دولت به مشروعیت و نیاز دین به قدرت، زمینه های سازش و همکاری هر دو را مهیا می ساخت. چنانکه دولت از دستگاه دینی پشتیبانی می کرد و نسبت به بدعت گذاری و الحاد بدگمان بود و بارها به تحریک این دستگاه، به تعقیب و آزار اقلیتهای دینی و سرکوب بدعتگذاران یا زندیقان و مهم تر از همه، مانویان و مزدکیان پرداخت که در ازای آن دستگاه دینی نیز از ساختمان دولت، امتیازات اشراف، حق الهی شاهنشاه و اعتقاد به اطاعت بی چون و چرا از او حمایت می نمود. به این ترتیب اندیشه های سیاسی موافق سلطنت و حکومت مطلقه در قالب تئوری های مذهبی توجیه عمومی می یافت. به طوری که تئوریسینهای معروفی چون «تنسر»، «کرتیر» و «آذرپد» به تریبت، در ایام پادشاهی اردشیر، شاپور اول و دوم، وظیفه مهم تبلیغ و القاء تئوری یگانگی دین و دولت را بر عهده گرفتند، اما با وجود این، پس از چندی، ظهور اندیشه مانی و مزدک نشان داد که ساسانیان علاوه بر بحرانهای شدید اجتماعی به چالشهای عمیق دینی نیز دچار شده اند.

 

 

ادامه نوشته

آغاز پیدایش بت پرستی در جزیره العرب و علل و کیفیت آن

فصل دوم :

آغاز پیدایش بت پرستی در جزیره العرب و علل و کیفیت آن

یکی از شرم‌آورترین گوشه‌هایی تاریخ زمانی است که انسان صاحب عقل و شعور در برابر سنگ‌ها و چوب‌ها به پرستش و کرنش می‌پردازد. تاریخ از انسان‌هایی حکایت می‌کند که خدای واحد را به فراموشی می‌سپردند و در برابر خدایانی دروغین به سجده می‌پرداختند. در این مطلب پژوهشکده قصد دارد ابتدا نگاهی به بت پرستی در کشور ها مختلف بپردازد و سپس به نشانه های آن در عالم هستی توجهی داشته باشد...
با این که می‌دانیم سراسر زندگی عرب غیر متمدن، آمیخته با جهل است، از آن رسوم خرافی گرفته تا آداب و رسوم متداول بین مردم، اما هیچ کدام شرم آورتر از پرستش مشتی چوب و سنگ نبود. بقول بایل: «انسان اگر به کلی منکر وجود خدا باشد و هیچ خدائی را نپرستد بهتر از آن است که بت‌پرستی را شعار خود نماید».(۱) آن هم در سرزمین حجازی که پدر همه موحدان عالم، یعنی حضرت ابراهیم آنجا را برای پرستش خدای یگانه انتخاب کرده و خانه کعبه را در آن بنا ساخته و توجه مردم را از بتان، متوجه کعبه و خدای واقعی کرده بود. ولی دیری نگذشت که این سرزمین مقدس مملو از بتان رنگارنگ شد و هر قبیله‌ای بتی برای خود در کعبه نهاد و به پرستش آن مشغول شد به هر حال بت‌پرستی از دیر باز در بین مردم عربستان رایج بود.


تاریخچه بت‌پرستی اعراب:

 شایع است اول کسی که در عرب بت پرستید و بت‌پرستی را بین عرب رواج داد عمر بن لحی بود، او که در سفری به سرزمین شام رفت و مردمی از عمالقه را دید که بت می‌پرستیدند تحت تأثیر آن‌ها واقع شده و روح بت‌پرستی در جسم او نیز حلول کرد، عمر بن لحی که از دیدن حرکات آن مردم و احترام آن‌ها برای مقداری سنگ تعجب کرده بود پرسید: این دیگر چه رسمی است، این سنگ‌ها چیستند که این قدر نسبت به آن‌ها احترام می‌کنید؟ آن مردم گفتند: این بت‌هایی هستند که ما آن‌ها را می‌پرستیم و از آن‌ها یاری می‌خواهیم و آن‌ها ما را یاری می‌کنند و هر 

ادامه نوشته

نمونه سؤالات تاريخ تحليلى صدر اسلام

نمونه سؤالات پرسش هاى آخر فصل ها مى باشد

حقوق زنان در حكومت ساسانيان

 فصل 2

                                        حقوق زنان در دوره ساسانيان

در امپراتوری ساسانی، دین حکومتی زرتشتی تعیین کننده رابطه بین زن و مرد بود. این روابط شامل نقش زن و مرد، رسوم ازدواج و حقوق زنان در جامعه می‌شد. اصول اخلاقی، ساختار زندگی زناشویی و رسوم اجتماعی ساسانیان، توسط متون مذهبی و قوانین زمان تعیین می‌شدند. زنان گرچه از حقوق اجتماعی همچون صاحب ملک بودن بهرمند بودند ولی این امتیازات بسته به طبقه اجتماعی زن داشت (ممتاز، تحت انقیاد، یا مستقل). پیش از اینکه اعراب مسلمان ایران را فتح کنند، محققا زنان ایران در شُرُف تحصیل حقوق و استقلال خود بوده‌اند.

وضعیت قانونی و اجتماعی دوره ساسانیان مبنی بر احکام زند و اوستا بود. چند زنی نیز وجود داشت البته در عمل مردان کم‌بضاعت به طور کلی بیش از یک زن نداشتند. در این دوران رییس خانه (=کدگ خودای) از حق ریاست دودمان بهره‌مند بود.

 

حقوق زنان بواسطه شواهد باستان شناختى در دوره ساسانيان

نابرابری میان زنان به عنوان جنس دوم و مردان به عنوان جنس اول، از آغاز عصر تمدن تا قرن بیستم و به تعبیر برخی تا امروز وجود داشته و دارد. با اینحال نگاهی به حضور زنان در عصر ساسانی نشان می‌دهد که سیر نزولی جایگاه زن در تمدن ایرانی، در دورهٔ ساسانی معکوس شده و سیر صعودی یافته و با پایان عصر ساسانی، دوباره نزولی شده است  حضور زنان در شواهد برجای مانده ازین دوران شاهدی بر این حقیقت است. در یک پژوهش، در ۸۰ نمونه بررسی شده قطعات گچبری، موزاییک، ظروف زرین و سیمین، نقش برجسته‌ها، مهرها و نگین‌ها در ۱۹ مورد(۲۳٫۷۵٪) زنان ظاهر شده‌اند. در ۱۱ مورد در کنار مردان(۵۷٫۸۹) و تنها در ۸ مورد (۴۲٫۱٪)به تنهایی و مستقل نمایش داده شده‌اند. این در حالی است که پیش از این دوره، هرگز همین حضور پررنگ را نیز در آثار هنری ایران نداریم. اگرچه در ۵ مورد از ۳۴(۱۴٫۷٪)نقش برجسته ساسانی زنان (آنهم در کنار مردان) به تصویر کشیده شده‌اند. ولی همین حضور هم در دوره‌های پیش از ساسانی، وجود ندارد.

مراسم اعطای قردت و دیهیم بخشی به ملکه‌ها در هنر ساسانی پدیده‌ای ناشناخته است  ولی باید توجه داشت که این پدیده در کل تاریخ ایران تا عصر حاضر، غایب است. سایر پدیده‌های مربوط به زنان، کاملاً یکسان با دیگر سرزمین‌ها در همان عصر است؛ که همیشه و همه جا، زن جنس دوم در نظر گرفته شده است.

ادامه نوشته

ارزیابی وضعیت حقوق زنان و نظام خانواده در سه دوره ساسانیِ،جزیره العرب و امپراتوری روم را

فصل2

جایگاه زن ونظام خانوادگی در دوره ساسانی

از مجموع قوانین مدنی عهد ساسانیان، چنین بر می‏آید كه مقررات مربوط با روابط خانواده زن، مرد، پدر و مادر و فرزندان، بسیار جامع‏تر از دوران‏های قبل بوده است.

در جامعه ایران ساسانیان، ریاست خانواده مانند گذشته با مرد بوده است، كه كذك خدای نام داشته است. با وجود آن كه در دوران ساسانیان زنان از نوعی آزادی‏های اجتماعی برخوردار بودند و حتی بعضی از آنان به مقام سلطنت نیز رسیده‏اند، ولی مرد عنصر برتر جامعه را تشكیل می‏داد، و اولاد پسر، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اجتماعی دارای ارج بیشتری بوده است.

از نظر حفظ اصالت خون، ازدواج با اقربای نزدیك،خواهر و دختر معمول بوده است و به عنوان فر ایزدی تلقی می‏گردیده است. مردان می‏توانستند زنان متعدد اختیار كنند، ولی حقوق و موقعیت زنان در خانه یكسان نبوده است، بدین معنی، زنانی كه از طبقه ممتاز بوده‏اند عنوان پادشاه زن و یا كذك و بانوك داشته‏اند و شوهر ناگزیر بوده است كه تمام عمر از آنان نگاهداری كند و معیشت شان را فراهم سازد.

زوجه‏هایی كه از طبقه پایین‏تر بوده‏اند، نسبت به زوجه ممتاز دارای وضع و موقعیت پست‏تر بوده‏اند و به آنان چاكرزن می‏گفته‏اند.

تنها اولاد ذكور چاكرزن در خانواده پذیرفته می‏شدند مرد می‏توانسته است كه زن خود را بدون رضایت به دیگری بسپارد. شوهر كردن دختر با اجازه پدر بوده است، مرد می‏توانسته است كه از درآمد زن و غلامان او استفاده كند، اما در موقع جدائی بایستی درآمد او را به وی دهد.

در دوره ساسانی چیزی که بیش از همه دستخوش تصرف و ناسخ و منسوخ و جرح و تعدیل موبدان بود " حقوق شخصی " است. مخصوصا احکام نکاح و ارث به اندازه ای پیچیده و مبهم بود که 

ادامه نوشته

محورهاى اصلى فلسفه تاريخ از منظر قرآن

 

فصل اول

محورهای اصلی فلسفه تاریخ از دیدگاه قرآن چیست؟

  شهید صدر در بررسى تحلیلى از مفاهیم قرآنى به بیان تئورى سنت‏هاى تاریخى در قرآن مى‏پردازد. موضوعات و مسائل مطرح شده در تئورى سنت‏هاى تاریخى، مسائلى هستند که در فلسفه نظرى تاریخ به آن‏ها اهتمام مى‏شود. ایشان سنت‏هاى تاریخى را در قرآن مفاهیمى مى‏داند که به بیان قانون‏مندى تاریخ، مسیر حرکت تاریخ و غایت حرکت تاریخ مى‏پردازند. و در این زمینه، مدل و الگویى از فلسفه نظرى تاریخ با رویکرد قرآنى ارائه مى‏نماید.

  شهید صدر مسائل مطرح در حیطه فلسفه نظرى تاریخ را از دیدگاه قرآن، تحت عنوان تئورى سنت‏هاى تاریخى و در سه محور کلان و کلى «بیان ساختار و قالب قوانین و سنت‏هاى تاریخى در قرآن»، «بیان ویژگى و صفات قوانین و سنّت‏هاى تاریخى در قرآن» و «چهره‏هاى قوانین و سنّت‏هاى تاریخى در قرآن» تحلیل و بررسى کرده که به نقد و بررسى آن‏ها پرداخته مى‏شود.

الف ) ساختار و قالب قوانین و سنت‏هاى تاریخى قرآن

    از نظر قرآن، میدان گسترده تاریخ با قوانین، قاعده‏ها و ضوابطى، هدایت و مدیریت مى‏شود. در قرآن، اداره صحنه اجتماعى و تاریخى توسط قوانین و سنت‏هاى تاریخى، در سه ساختار و قالب کلى، مصداقى و کلى ـ مصداقى بیان شده است که شهید صدر با استناد به آیات

قرآن هریک از این ساختارها و قالب‏هاى سنت‏هاى تاریخى را به صورت جداگانه، تجزیه و تحلیل کرده‏است.

ادامه نوشته

نظريه حق و باطل در حركت تاريخ

فصل اول:

نظریه حق و باطل در حرکت تاریخ از دیدگاه امام علی (ع)

 

چکیده:

هر انسان دردمند و بیداری در هر زمان و جامعه ای، در پی شناخت حق و باطل است تا بتواند راه حق را برگزیند و به سعادت و رستگاری نایل آید. با پژوهشی در خطبه ها و نامه ها و كلمات حكمت آمیز حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه درباره «حق و باطل » ، موضوعات ذیل جلب توجه می كند: حق و باطل و مصادیق آن؛ معیارهای شناخت حق و باطل و بزرگ ترین و مهم ترین آن ها؛استقامت و تلاش در راه حق؛ موانع وصول به حق؛ سرانجام اهل حق و اهل باطل. حركت در عرصه معرفت حق با همه ارزش والایش برای كسانی كه آمادگی های علمی و عملی لازم را برای صعود به قله های فرازمند حقیقت و معرفت توحیدی كسب نكرده اند، راهی است دشوار و چه بسا به جای هدایت، به تباهی وهلاكت منجر شود، پس برای رسیدن به حق، باید پیرو قرآن و سنت بود و بدون كسب صلاحیت لازم، از گرفتار شدن در باتلاق های شبهات و چون و چراهای بی فرجام دوری كرد. توجه به بزرگ ترین معیار حق - یعنی پیامبرصلی الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام، به ویژه مولا علی علیه السلام - در وساطت نزول فیض و رحمت حق و دفع موانع حق، امری حتمی و لازم است، بنابراین، باید فرصت ها را مغتنم شمرد و با دقت در ژرفای بیانات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همچون نهج البلاغه مانع از قرار گرفتن این میراث عظیم و گنجینه پربها در كنج انزوا شد.

ادامه نوشته