دلیل و شرایط عمده ی سکوت امام علی (ع)
یا اینکه به دلیل ماجرای غدیر و ... حکومت مدینه را به رسمیت نمی شناختند بنابراین جریان هایی علیه حکومت مرکزی مدینه شکل می گیرد.
به همین جهت نخستین كاری كه حكومت جدید انجام داد این بود كه گروهی از مسلمانان را برای نبرد با "مرتدان" و سركوبی شورش آنان بسیج كرد و سرانجام آتش شورش آنان با تلاش مسلمانان خاموش گردید. در چنین موقعیتی كه دشمنان ارتجاعی اسلام، پرچم ارتداد را برافراشته و حكومت اسلامی را تهدید می كردند، هرگز صحیح نبود كه اما پرچم دیگری به دست بگیرد و قیام كند..
حضرت در یكی از نامه های خود كه به مردم مصر نوشته است به این نكته اشاره میكند و میفرماید: "به خدا سوگند هرگز فكر نمی كردم و به خاطرم خطور نمی كرد كه عرب بعد از پیامبر(ص) امر امامت و رهبری را از اهل بیت او بگیرند و (در جای دیگر قرار دهند) خلافت را از من دور سازند! تنها چیزی كه مرا ناراحت كرد، اجتماع مردم در اطراف فلانی (ابوبكر) بود كه با او بیعت كنند. (وقتی كه چنین وضعی پیش آمد) دست نگه داشتم تا این كه با چشم خود دیدم گروهی از اسلام بازگشته و می خواهند دین محمد(ص) را نابود سازند. (در این جا بود) كه ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یاری نكنم باید شاهد نابودی و شكاف در اسلام باشم كه مصیبت آن برای من از محروم شدن از خلافت و حكومت بر شما بزرگ تر بود،چرا كه این بهرة دوران چند روزة دنیا است كه زایل و تمام می شود، همان طور كه "سراب" تمام میشود و یا ابرها از هم می پاشد. "{6}
این مطلب در خطبه ای دیگر نیز بیان شده است.{7}
حضور منافقان در میان مسلمانان و كسانی كه به ظاهر اظهار اسلام كردند، ولی همیشه منتظر بودند كه در یك فرصت مناسب به اسلام ضربه بزنند، یكی از عوامل اصلی عدم اعتراض مسلحانه حضرت علی(ع) بود. آن حضرت در مقابل درخواست ابوسفیان برای قیام و مبارزه با ابوبكر -كه وعده یاری به او داده بودند - و به دست گرفت حكومت توسط آن حضرت، به ماهیت این منافقان و علت اساسی چنین پیشنهاد كه ضربه زدن به اسلام نوپای بود، اشاره میكند.
۳ـ علاوه بر خطر مرتدین، مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند "مسیلمه" "كذاب "،"طلیحه" و "سجاح" نیز در صحنه ظاهر شده و هر كدام طرفداران و نیروهایی دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند كه با همكاری و اتحاد مسلمانان پس از زحماتی نیروهای آنان شكست خوردند.
۴ـ خطر حمله احتمالی رومیان نیز می توانست مایة نگرانی دیگری برای جبهة مسلمانان باشد؛ زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان رو در رو، یا درگیر شده بودند، و رومیان مسلمانان را خطری جدی تلقی می كردند و در پی فرصتی بودند كه به مركز اسلام حمله كنند. اگر علی(ع) دست به قیام مسلحانه می زد، با تضعیف جبهة داخلی مسلمانان، بهترین فرصت به دست رومی ها می افتاد كه از این ضعف استفاده كنند.
با در نظر گرفتن نكات مذكور، به خوبی روشن میشود كه چرا امام(ع) بعد از آن كه مكرر حق خود را مطالبه نمود و شدیداً بر غاصبان حقش اعتراض كرد، صبر را بر قیام ترجیح داد و چگونه با صبر و تحمّل و تدبیر و دور اندیشی، جامعة اسلامی را از خطرهای بزرگ نجات داد،و اگر علاقه به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخیم اختلاف و دودستگی نمی ترسید، هرگز اجازه نمی داد رهبری مسلمانان از دست اوصیا و خلفای راستین پیامبر خارج شود و به دست دیگران افتد.{8}
بنابراین،امام به صورت های مختلف در مقابل موضوع سقیفه اعتراض كرد و چنین نبود كه هیچ اعتراضی نكرده باشد و حتی بعضی از یاران خاص او نیز اعتراض كردند و اجتماع چند نفر در خانة حضرت علی و عدم بیعت اولیه با ابوبكر نشانة همین اعتراض بود كه در تاریخ آمده كه حضرت علی(ع) تا شهادت حضرت فاطمه، بیعت نكرد.{9}
پی نوشت ها:
[۱]. ماءده (۵) آیة ۶۷.
[۲]. ر.ك: آیت الله جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ص ۴۷۳.
[۳]. نهج البلاغه (فیض الاسلام) ص ۳۷، خطبة ۳.
[۴]. همان، ص ۱۶۲، خطبة ۷۳.
[۵]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۳۰۸.
[۶]. نهج البلاغه (فیض الاسلام) ص ۱۰۳۹، نامة ۴۲.
[۷]. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۴۹.
[۸]. آیت الله جعفر سبحانی، فروغ ولایت، ص ۱۵۱ - ۱۷۳ و مهدی پیشوایی، سیرة پیشوایان، ص ۶۳ - ۷۱.
[۹]. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۴۸
دانشجويان:نسيم بهارى/صبا احمدى/شقايق رشوند/زهرا عرشيا/شيرين نصيرى پور/فاطمه فيروزسياكوهى/سيما شيرافكن/مينا بنفشه/هدى عفت جواهريان
درس تاريخ تحليلى صدراسلام
در اين وبگاه مطالبي با موضوعات اعتقادي، پژوهشي، فرهنگي، آموزشي، سياسي، پاسخ به شبهات، مشاوره و ... قرار مي گيرد.