1-     لزوم ارتباط بین عالم ربوبی و عالم انسانی

2-    تفسیر و بیان اصول کلی این و آیات قرآن

3-    تاکید های قرآن بر نقش جانشین پیامبر(ص) در تکمیل دین و اتمام نعمت, برای خود جانشین تعیین کرد.

 

2.در چند سطر نظرتان را درباره اسباب و عللی که سرانجام موجب بسط جدایی امت بعد از رحلت پیامبر شد،بنویسید.

 

با توجه به زمینه هایی که از زمان حیات پیامبر(ص) بروز کرده بود و افرادی به دلایل مختلف, ادعای نبوت کرده اند , در مسیر فریفتن برخی از قبایل موفقیت هایی نیز بدست آورده بودند, بحران شکننده بعد از رحلت رسول اکرم (ص) مجال تازهای را در دو جهت فراهم آورد. نخست آنکه هر کدام از این افراد زمان را مناسب یافتند و با ادعای نبوت، طبل مخالفت و بی دینی کوفتند و از سوی دیگر این امر سبب شد عدهای از مسلمانان سست ایمان نسبت به اصل دین دچار تردید شوند.ضمیمه شدن مساله پرداخت زکات که در موقعیت جدید معنای دیگری پیدا می کرد، آهنگ نارضایتی و نافرمانی را تشدید کرد.

 

3.دلایل اصرار پیامبر (ع) بر اعزام سپاه اسامه را با دلیل ابوبکذر بر این امر مقایسه کنید.

 

در زمان پیامبر با آنکه مسائلی چون ظهور مدعیان دروغین پیامبری برای اتحاد دینی مسلمانان خطری جدی به شمار می آمد، خطر رومیان جدی تر بود و با اینکه پیامبر در بستر بیماری به سر می برد به  اسامه فرمود: به پیروزی بیندیش و فرمانی که دارم را اجرا کن. ولی پافشاری ابوبکر بر گسیل سپاه اسامه به مرز های روم به خاطر این بود که در زمان پیامبر در حرکت سپاه اسامه به خاطر کارشکنی های افراد کوتاهی شده بود، اما خطر دشمنان خارجی چیزی نبود که بتوان آن را نادیده انگاشت. افزون بر این اعزام سپاه اسامه نوعی اجرای فرمان پیامبر به شمار می آمد, سران مهاجر و انصار و افراد ناراضی را از مرکز خلافت دور می کرد و قدرت حکومت را به مخالفان می نمایاند.

 

4.انگیزه ها و پیامد های فتوحات خلفا را به اختصار بنویسید.

 

به طور کلی عملکرد خلفا در راه اندازی جنگ های داخلی و خارجی از دو جهت اهمیت دارد. اول ضرورت این نبرد ها و آثار داخلی آن و دوم علل و اسباب داخلی و خارجی فتوحات در بررسی علل و اسباب این پیروزی ها بیش تر محققان تاریخ بر آنند که هنگام طلوع اسلام نظام بین الملل به دلیل بسیار روشن از نا بسامانی و نارضایتی فرو رفته بود، برخی معتقدند این فتوحات آشکارا از ارزش مکتب فکری و تربیتی اسلام می کاست, زیرا قرآن کریم به روشنی بیان می کند که هدف بعثت پیامبران و حکومت آنان, گسترش عدالت اجتماعی و تربیت معنوی مردم است نه تاسیس امپراتوری قیصری و کسرایی، استمسار, برده گیری عمومی و بدست آوردن غنیمت های بی کران جنگی , مردمی که برای نفوذ اسلام به اعماق روحشان و تربیت صحیح یافتن شخصیت انسانی اسلامی آماده می نمودند, هنوز بسم الله نیاموخته بودند که در گرداب جنگ ها فرو افتادند و معنویت اندکی را که تازه در پناه دین اندوخته بودند به طوفان کامجویی ها و خوش گذرانی ها سپردند.در این دوره همگام با گشودن دروازه های اسلام به روی انبوه مردم کشور های مغلوب , فرهنگ اسلامی به آنها آموزش داده نشد. بدین ترتیب قدرت و نفوذ حکومت مرکزی بسیار گسترش یافت و سربازان اسلام فزونی یافت، ولی از مسلمانان مومن و پرهیزگار چندان خبری نبود. یکی از مشکلات و زیان های تازه، اسلام آوردگان بودند که اینان مورد سوء استفاده اشخاص مغرض قرار گرفتند و به نام اسلام و قرآن به جنگ قرآن ناطق می رفتند. مساله کشور گشایی تا آنجا پیش رفت که حکومت اسلامی به امپراطورهایی چون ایران و روم تبدیل شد و بسیاری از صحابه در سایه مقام و ثروت به فساد گراییدند. جنگ های صفین و نهروان مولد این پدیده است.

پرسش های فصل 7

 1ایا نرمش امام حسن و قیام امام حسین ( ع ) نشان دهنده ی اختلاف روحی ان دو بزرگوار است؟چرا؟

به طور طبیعی هر انسانی که از عقل و حکمت برخوردار باشد در یک حرکت بلند مدت تاکتیک ها و اختیار های موضعی خواهد داشت گاه ممکن است لازم باشد تند حرکت کند و گاه کند؛ گاهی حتی ممکن است عقب نشینی حکیمانه دست بزند؛ اما همان عقب نشانی هم، از نظر کسانی که غلم و حکمت و هدف داریش را میدانند، یک حرکت به جلو محسوب میشود و با این دید است که زندگی یازده امام( ع ) یک حرکت مستمر، به هم پیوسته و معنادار، در راستای اهداف انبیا در طول تاریخ شناخته می شوند.

امام حسن مجتبی با گواهی تاریخ بسیار دلیر بود و در راه پیشرفت اسلام از هیچ گونه جانبازی دریغ نمی ورزید. در جنگ جمل، در قلب سپاه دشمن جنگید و در جنگ صفین و دلاوری های خود شگفتی همه را برانگیخت. حساس ترین بخش زندگی امام مجتبی (ع) که از گذشتگان دور تا کنون مورد پرسش و گفتگوی فراوان واقع شده و گاه موجب خرده گیری دوستان کوته بین و دشمنان مغرض گردیده است، ماجرای کناره گیری وی از خلافت است؛ به ویژه وقتی عمل کرد وی در برابر معاویه و جهاد امام حسین (ع) و حوادث پس از آن مقایسه می شود، این پرسش در کنار پرسش های دیگر، به صورت مهمتری مطرح می شود.

در تحلیل و بررسی عملکرد زندگی امام مجتبی باید گفت: اوضاع نا مساعد و عوامل گوناگون، موقعیتی پدید آورد که صلح، به عنوان یک مسءله ی ضروری،بر امام (ع) تحمیل شود؛به گونه ای که هر خردمندی در ان موقعیت قرار می گرفت،چاره ای جز مسالمت نداشت. بر اهل فن پوشیده نیست که له اراده ی الهی، نبوت و سپس امامت در زمین پیوسته به کمک  یاوران با اخلاص استقرار یافته است. بر اساس اسناد تاریخی، هر چند امام حسن ( ع ) با سامان دادن سپاه و اندیشیدن سیاست های لازم برای جنگ با معاویه نبود آماده شد، به سبب نبود هماهنگی، اختلاف سپاهیان و توطیه های معاویه، موقعیت برای چیرگی بر جبهه ی باطل مناسب نبود. بنابراین، امام کوشید تا خردمندانه از وضعیت تحمیلی برای حفظ حق، بهره برداری کند . در حقیقت امام حسن (ع) بدون کمترین تغییر در جهت حرکت، سنگر مبارزه را تغییر داد و معاویه را که مانع نشر و حق و عدالت میدانست، هدف قرار داده بود؛ گاه از زاویه تجهیز سپاه و زمانی از زاویه ی تدبیر و نرمش.

آن حضرت فرزند حماسه های فراموش نشدنی بود و هرگز از کشته شدن در راه خدا نمی هراسید. آنچه وی را بیمناک ساخته بود، آینده ی سپاه کوفیان بود. بی تردید اگر با لشگری چنین شکننده پای به میدان رزم می نهاد، معاویه او را به اسارت در می آورد، تا ننگ شکست خاندانش به دست سپاه حضرت محمد ( ع ) را در جریان جنگ بدر جبران کند بدون تردید اغلب اطرافیان امام حسن افرادی سیاسی بودند، نه آنان که  امام حسن را امام از جانب خدا پذیرفته باشند. از این رو سر انجام در مرز انتخاب ماندن را با حکومت معاویه گرچه با اکراه پذیرفتند. افسون بر این ، شهادتی سازنده است که در راه زنده کردن سنتی نیک یا میراندن رسمی زشت، بعد از اندیشیدن تدابیر لازم و نا امیدی از وجود راه های شرافت مندانه ی دیگر، در پیکاری سرخ تحقق یابد . کشته شدن امام حسن در آن وضعیت به معنای کشته شدن خلیفه ی مسلمانان، شکست مرکز خلافت و نابودی بسیاری از شیعیان مخلص حتی امام حسین بود.زیرا معاویه با به خدمت گرفتن سه عنصر زر،زور و تزویر می توانست در بسیاری از بدیهیات و باور های دینی و عادات مردم تردید پدید اورد و نظر هایش را دست کم به مردم عادی بباوراند.

برخی از مردم به لحاظ نگرش خاص شان معتقدند روح سلحشوری و شجاعت هاشمی ،با رفتار امام حسین متناسب تر است تا رفتار امام حسن و حال انکه هرگز چنین نیست.امام حسن نیز در همه موقعیت های زندگی اش همتای پدر و برادر خود شمرده می شود. این سه تن نمونه کامل مصلحان مسلک و عقیده اند.

با مقایسه دوستان و یاران 2 امام می بینیم بیعت شکنی کوفیان در برابر امام حسین پیش از اماده شدن وی برای جنگ تحقق یافت.به همین دلیل،وقتی سپاه کوچک  و یکپارچه او برای نبرد اماده شد،از شاأبه گمتن های دغدغه افرین برکنار بود و سپاهی فداکار و دارای هدف های بزرگ به شمار می امد.در حالی که در ماجرای امام حسن وی عامل اصلی نومیدی حضرت از پیروزی نظامی بود.انان که با امام حسن بیعت کرده،در اردوگاه حضور یافتند و سپس بیعت شکستند،از کسانی که پیش از روبرو شدن با امام حسین بیعت شکستند،بسی بدتر و خطرناک تر بودند. تفاوت در دوستان یکی از عوامل و تفاوت موقعیت آن دو بزرگوار است .

وضع دشمنان دو امام: دشمن امام حسن معاویه و دشمن امام حسین یزید بود. برای روشن شدن تفاوت میان این پدر و پسر، گواهی تاریخ که پسر را کودنی احمق و پدر را سیاست بازی تیز بین، متظاهرو فرصت طلب معرفی کرده  است، کافی است .

 

  1. 1.    به نظر شما آیا امام حسین (ع) با علم به کشته شدن مدینه را ترک کرد؟ چرا؟

 

پس از مرگ معاویه، یزید در نخستین اقدام به حاکم مدینه فرمان داد تا به سرعت از عبدالله بن زبیر و حسین بن علی بیعت بگیرد وقتی حاکم مدینه آنان را فرا خواند، عیدالله شبانه به مکه گریخت. امام حسین(ع) که از مرگ معاویه آگاه شده بود در برابر خواست ولید فرمود: (( شخصی چون او نباید پنهانی بیعت کند. بیعت باید در مسجد و آشکارا تحقق یابد.)) همچنین فرمود: (( اگر قرار باشد یزید سر کار آید، باید فاتحه اسلام را خواند.)) به هر حال امام (ع) پس از دو روز مقتومت، سرانجام با خانواده و بیشتر هاشمیان، مدینه را ترک کرد. تا اینجا نهضت امام حسین (ع) ماهیت دفاعی داشت و نوعی واکنش منفی در برابر تقاضای نامشروع حاکم مدینه به شمار می آمد . امام بر خلاف عبدالله بن زبیر دعوت حاکم را اجابت می کند و با برنامه ای دقیق و پیشبینی شده دسته ای نیرومند از هواداران رابرای جلوگیری از برخورد احتمالی، همراه می برد و بئون هیچگونه تاملی، طرح روشنگری افکار عمومی  راپی می ریزد و از حاکم می خواهد اجتماعی عمومی در مسجد برپا سازد. گواه درست این برداشت، سخنان امام است. آن حضرت فرمود: ما اهل بیت نبوت و خاستگاه رسالتیم و خانه ی ما محل رفت و آمد فرشتگان شد و جایگاه آسایش و رحمت است. آغاز و انجام تدابیر الهی به وسیله ی ماست. یزید مردی فاسق و شراب خوار و کشنده ی نفوس محترم و کسی است که آشکارا به فسق می پردازد و شخصی چون من با چون او بیعت نخواهد کرد.

البته بعد از ناکام ماندن حاکم کدینه در این جلسه،به طور طبیعی طرح تشدید فشار و تهدید مورد اجرا قرار گرفت.وقتی خطر و تهدید شدیدتر شد و احتمال چشم پوشی اجباری از مدینه فزونی یافت،امام خردمندانه ترین راه یعنی هجرت گسیل به سوی مکه را انتخاب کرد.مکه از سویی حرم امن الهی شمرده شده است و تا حدی از کانون خطر دور بود و از سوی دیگر،مرکز جهان اسلام بودن و نزدیکی موسم حج،به امام فرصت می داد پیام خود را به مسلمانان برساند.ورود حاکم حجاز و نیروهای مسلح وی به مکه خطر را تشدید کرد و مایه تسریع در عزیمت ناگهانی امام از مکه شد.بدین ترتیب امام دو روز پیش از پایان مراسم حج،در حالی که هنوز می توانست با بسیاری از مومنان ارتباط برقرار کند،مکه را ترک گفت.هرچند هیچ شکی وجود ندارد که مردم کوفه امام را دعوت کردند،از یاری وی سرباز زدند و حتی به سود یزید به میدان کربلا گام نهادند.هنگامی که حضرت در کربلا متوقف گردید،ابن زیاد از مردم کوفه خواست رهسپار کربلا شوند و اگر کسی از پیوستن به سپاه تخلف کند،کیفرش مرگ است.

 گروهی از اساس،اگاهی پیشین را انکار می کنند.در این صورت،تحلیل سیاسی مسأله با دشواری خاصی روبرو نمی شود.دسته ای معتقدند امام 

نوشیدن جام شهادت در موقعیت امام حسین و حفظ سرمایه زندگی به وسیله صلح در موقعیت امام حسن،به عنوان دو تدبیر برای جاودان داشتن مکتب و محکوم ساختن دشمن،تنها راه حل های منطقی و عاقلانه ان وضعیت بود و جز ان،راه دیگری وجود نداشت.هر یک از این 2 راه در ظرف خود،برترین وسیله نزدیک شدن به خدا و امتثال فرمان او به شمار می امد و گذشت زمان سودمندی و کارامدیشان را اشکار ساخت.

حسین به صورت کلی از شهادت خبر داشت ولی جزییات زمانی و مکانی ان را نمی دانست.با این فرض نیز می توان نوعی هدف سیاسی مشخص را تا قبل از رسیدن به کربلا و تطبیق ان اخبار کلی بر حادثه ای که انجام ان نزدیک است،درنظر گرفت.این هدف ممکن است تشکیل حکومت باشد.جمعی معتقدند می توان هدف را چنان تعریف کرد که با ابن نوع اگاهی پیشین سازش داشته باشد.اگر هدف چیرگی بر فرمانروا بر فرمانروا باشد،به نظر می رسد دست کم در ظاهربا تعلرض روبرو می شویم؛ولی اگر هدف نوعی ایثار براب=ی به راه انداختن یک جنبش انقلابی باشد،شهادت خود یک هدف سیاسی خواهد بود.البته مشکلی که در اینجا وجود دارد ان است که باید این برداشت سیاسی را برداشت حداقل دانست.بر اساس دیدگاهی که هدف امام را امر به معروف و نهی از منکر می داند،به دست گرفتن حکومت از زیرمجموعه های این هدف خواهد بود.

شهید مطهری که از طرفداران نظریه امر به معروف و نهی از منکر است،اگاهی پیشین امام را در سطح خاص که به اعتقاد وی سطح معنویت و امامت است،می پذیرد و می گوید:

از نظر تاریخی نمی توان اثبات کرد که امام به قصد کربلا و یا با علم به کشته شدن حرکت کرد؛بلکه از نظر تاریخ که ظواهر قضایا را نقل می کند،امام به طرف کوفه و قصد کوفه حرکت کرد و در اثر برخورد با حر و اجازه ندادن حر که امام از حوزه عراق خارج شود و حاضر نشدن امام که تحت الحفظ حر به کوفه برود.راهی را به طرف غرب و چپ جاده پیش گرفتند تا رسیدند به کربلا و بعد در اثر نامه ابن زیاد، در ان محل متوقف شدند.از نظر علم به کشته شدن هم،تاریخ جز مخطور بودن و غیر قابل اطمینان بودن این سفر را اثبات نمی کند.

 

3.واقعه حّره چه بودو چرا امام سجاد (ع) با انقلابیان همکاری نکرد؟        

 

یزید بهره ای از مذهب نداشت و هیچ احترامی به عواطف مذهبی دیگران نمی نهاد.اعتیاد به الکل داشت،مجذوب آوازخوانان و در معرض انواع گناهان و کارهای زشت بود.در  دوران حکومت 3 ساله او «واقعه حّره» به فرمان وی رخ داد.حّره به زمینی که از سنگ های سیاه پوشیده باشد،گویند.از انجا که جانب شرقی مدینه از سنگلاخ های آتشفشانی شکل پوشیده بود و نفوذ سپاه مسلم بن عقبه به این سرزمین بود،به واقعه حّره مشهوذر شده است.یزید در این واقعه به فرمانده نیروهای خود گفته بود:پس از فتح مدینه،شهر تا 3 روز به سربازانت مباح است.در آن واقعه هولناک ،سربازان پس از کشتن چند هزار مسلمان،نوامیس مردم مدینه را مورد تجاوز قرار دادند.

در دوران امامت حضرت سجاد(ع) سردمداران حکومت آشکار و بی هیچ پرده پوشی به مقدسات اسلامی دهن کجی می کردند. حکومت اسلامی دست خوش انحراف گشته , به حکومتی خودکامه تبدیل شده بود و کارگران حکومت نیز زشت ترین رفتارها را با مردم داشتند. 

حجاج که یکی از کارگزاران خلیفه بود, به هنگام مرگش , در زندان مخوف وی 50 هزار مرد و 30 هزار زن زندانی بسر می بردند. زندان های او سقف نداشت و زندانیان افزون بر شکنجه های رایج, از گرمای تابستان و سرمای زمستان رنج می بردند. به طور طبیعی در چنین فضای تاریکی هر گونه جنبش وحرکت مسلحانه محکوم به شکست است و چون شرایط لازم برای پایداری و اقدام عمیق آماده نبود, سبب خودداری پیشوای چهارم از همکاری با شورشیان مدینه (واقعه حّره) شد.

 

4.نتایج و اثار منفی برداشت صوفیانه از نهضت کربلا را تشریح کنید.

 

استاد مطهری,در نگرانی از برداشت صوفیانه و شخصی از حماسه کربلا وحساسیت واهتمام به برداشت سیاسی می فرماید: یکی از اموری 

که موجب می گردد داستان کربلا از مسیر خود منحرف گردد و از حیز استفاده و بهره برداری عامه مردم خارج شود این است که می گویند حرکت سیدالشهداء معلول یک دستور خصوصی و محرمانه به نحو قضیه شخصیه بوده است و دستوری خصوصی در خواب یا بیداری به آن حضرت داده است. چه در این صورت دیگران نمی توانند او را مقتدا و امام خود در عمل قرار دهند و نمی توان برای امام حسین مکتب قائل شوند برخی برای اینکه به خیال خودشان مقام امام حسین(ع) را بالا ببرند می گویند : دستور خصوصی برای مبارزه با شخص یزید و ابن زیاد بود و در این زمینه از خواب و بیداری، هزارها چیز می گویند... هر اندازه در این زمینه خیالبافی بیشتر شود, ازجن و ملک و بیداری و دستورهای خصوصی ... این نهضت را بی مصرف تر می کند.

شهید مطهری،در بحثی دیگر ضمن خیانت بزرگ دانستن اندیشه کسانی که در صددند مکتب شهادت و جانبازی در راه عقیده و مقابله با ستمگران را به شخص امام حسین(ع) محدود سازند و به شکلی محترمانه دستور خصوصی جلوه دهند،می فرماید:

فلسفه امامت و پیشوایی،نمونه بودن و سرمشق بودن است.امام،انسان مافوق است نه مافوق انسان.به همین دلیل می تواند سرمشق بشود..... . به هر نسبت که ما شخصیت ها و حادثه ها را جنبه اعجاز امیز و مافوق انسانی بدهیم،از مکتب بودن و از رهبر بودن و تکرار پذیر بودن خارج کرده ایم.

 

5.بر اساس کدام نشانه های تاریخی در زندگی فاطمه زهرا (ع) می توان از حق مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان مسلمان سخن گفت؟

 

 در جریان نبرد احد فاطمه (ع) همراه زنان مدینه از شهر خارج و به سوی رزمگاه حرکت کردند.هر یک از زنان به مداوای مجروحی می شتابند فاطمه (ع) صورت خون آلود پیامبر را با آبی که علی (ع) آورد شستشو و پاکیزه کرد و چون خون بند نیامد،قطعه ی بوریایی را سوزانند و خاکستر ان را بر زخم گذاشتند تا جریان خون متوقف شد. افزون بر این، حضور پرتکاپوی فاظمه (ع) پس از جنگ احد به منزله عضوی تعیین کننده در بازگرداندن آرامش و سکون به جامعه جنگ زده مدینه،امری مسلم است.زیرا ان حضرت در کنار شماری از زنان مهاجر و انصار،وظیفه پرستاری از مجروحان جنگ را بر عهده داشت.چنان که در جریان همین جنگ که شهادت بیش از هفتاد تن از سربازان پاکدل سپاه اسلامفبه ویژه جناب حمزه سیدالشهدا در معرکه احد بر همه مسلمانان گران افتاد،به همراه پدر به دلجویی از بازماندگان می پرداخت و گه گاه با حضور در آرامگاه شهیدان برای آنان دعا و طلب آمرزش می کرد. حضور و مشارکت ان حضرت همراه یکی از همسران پیامبر و زنانی از بنی عبدالمطلب  در مراسم بیعت زنان قریش 

با رسول خدا (ع) در جریان فتح مکه از دیگر فعالیت های ثبت شده در کارنامه پرنور ان حضرت است.نقش تعین کننده ان حضرت در رخداد مهم مباهله با مسیحیان نجران که از همان زمان به بعد ملاک شناسایی سند عصمت و عظمت اهل بیت و عزیزان پیامبر (ع) شد ،از دیگر افتخارات فرخنده ان حضرت است.

با ان که جریان های سیاسی و مشارکت در ان به ویژه نسبت به زنان در واپسین سال های عمر پیامبر اکرم (ع) ان هم به صورت ابتدایی شکل گرفته است و حتی از دیگر عرصه های فرهنگی ، نظامی و اجتماعی قابل تفکیک نیست،ولی فاطمه پس از رحلت پیامبر خدا ،مرشدانه در فضای سیاسی جامعه مدینه وارئ شد و هدایت بخشی از حهت گیری های سیاسی را بر عهده گرفت.خطبه ان حضرت در مسجد پیامبر،در حضور جمعی از مهاجران و انصار،بهترین سند و گواه این امر است.چنان که مهم ترین گردهمایی اقلیت مخالف جریان سقیفه بنی ساعده نیز در خانه فاطمه (ع) صورت گرفته است.شکواییه دردانه پیامبر 0ع) نسبت به مصادره فدک از سوی کارگزاران خلافت،از دیگر موارد حضور فعال لن حضرت در عرصه های سیاسی و اجتماعی جامعه است.

دانشجو: نگار صديقى پیله رود

فصل7

سوال 7.دو حادثه تاریخی مربوط به مکه و دو حادثه مربوط به مدینه که حضرت زهرا(علیها السلام)در آنها حضور داشته است را تحلیل کنید:

در جریان نبرد احد فاطمه(علیها السلام)همراه زنان مدینه از شهر خارج و بسوی رزمگاه حرکت کردند.ونیز حضور پر تکاپوی فاطمه(علیهاالسلام) پس از جنگ احد به منزله عضوی تعیین کننده در بازگرداندن آرامش و سکون به جامعه جنگ زده مدینه،امری مسلم است.در مکه حضور و مشارکت ریحانه پیامبر(ص)همراه یکی از همسران پیامبر و زنانی از عبدالمطلب در مراسم بیعت زنان قریش با رسول خدا(ص) ونیز نقش تعیین کننده سیده نساء اهل الجنه در رخداد مبالهه با مسیحیان نجران از دیگر افتخارات فرخنده فاطمه(علیها السلام)است.

 دانشجو: صبا احمدى

درس تاريخ تحليلى صدر تحليلى صدراسلام