اگر حادثه‏ كربلا نبود، ما امروز از مباني و اصول اسلام هم چندان خبري نمي‏داشتيم و شايد فقط نامي از اسلام به گوش ما مي‏خورد.

(بيانات در جمع جانبازان و ايثارگران و خانواده‏هاي شهداي استان فارس،13/2/1387)

اين خون مقدس و اين حادثه‏ بزرگ، نه فقط كوچك نشد، كمرنگ نشد، ضعيف نشد، بلكه روزبه‏روز قوي‌تر و برجسته‏تر و اثرگذارتر شد؛ اين يك نمونه برجسته است.

(همان)

مي‌گويند چرا ماتم و گريه و اشك را در بين مردم رواج مي‌دهيد؟ اين ماتم و اشك براي ماتم و اشك نيست، براي ارزش هاست.

(ديدار جمعي از اقشار مختلف مردم قم به مناسبت سالروز قيام نوزدهم دي‌ماه، ‏19/10/1386)

آن‌چه پشت سر اين عزاداري‌ها، بر سر و سينه زدن‌ها، اشك ريختن‌ها وجود دارد، عزيزترين چيزهايي است كه در گنجينه بشريت ممكن است وجود داشته باشد.

(همان)

ملت اسلام اگر نام حسين را و ياد حسين را زنده نگه بدارد و آن را الگو قرار بدهد براي خود، از همه‏ موانع و مشكلات عبور خواهد كرد.

(همان)

منبر حسيني، مجلس حسيني، محل بيان حقايق ديني، يعني حقايق حسيني است. شعر در اين جهت، حركت در اين جهت، نوحه و مديحه در اين جهت بايد باشد.

(همان)

حسين‏بن‏علي قيامش براي اين بود كه بيني حاكميت‌هاي عليه ارزش‌هاي اسلامي و انساني و الهي را به خاك بمالد و نابود كند؛ و همين كار را هم امام حسين با قيام خود كرد.

(همان)

مجالس ما؛ مجالس حسيني، يعني مجالس ضد ظلم، مجالس ضد سلطه، مجالس ضد شمرها و يزيدها و ابن‏زيادهاي زمان موجود، زمان حاضر، معنايش اين است. اين استمرار ماجراي امام حسين است.

(همان)

امام‏حسين نه فقط براي شيعه، نه فقط براي مسلمان ها، بلكه براي احرار عالم درس دارد.

(همان)

بنده بارها در طول اين سال‌ها اين جمله اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) را عرض كرده‏ام كه فرمود: اين پرچم - پرچم انسانيت، اسلام، توحيد - را آن كساني كه داراي اين دو خصوصيتند، مي‌توانند بر دست بگيرند و بلند نگه دارند؛ بصيرت و استقامت. امام حسين (عليه‏السّلام) مظهر بصيرت و استقامت است.

(همان)

عاشورا يك حادثه تاريخي صرف نبود؛ عاشورا يك فرهنگ، يك جريان مستمر و يك سرمشق دائمي براي امت اسلام بود.

(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي‏ در ديدار روحانيان و مبلغان در آستانه ماه محرم،‏5/11/1384)

سه عنصر در حركت حضرت ابي‏عبد‌ا... (عليه‏السّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.

(همان)

در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه يك نقش تعيين‏كننده‏اي ايجاد كرده است، كه باعث شد مرزي بين جريان عاشورايي و جريان شيعي با جريان‏هاي ديگر پيدا شود.

(همان)

حادثه‌ عاشورا، خشك و صرفاً استدلالي نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمي است؛ لذا ما را امر مي‏كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن.

(همان)

زينب كبري (سلام‏‌ا...‏عليها) در كوفه و شام منطقي حرف مي‏زند، اما مرثيه مي‏خواند؛ امام سجاد بر روي منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموي مي‏كوبد، اما مرثيه مي‏خواند. اين مرثيه‏خواني تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود.

(همان)

صِرف پرداختن به عاطفه و فراموش كردن جنبه‏ منطق و عقل كه در ماجراي حسين‏بن‏علي (عليه‏السّلام) نهفته است، كوچك كردن حادثه است، هم فراموش كردن جنبه حماسه و عزت، ناقص كردن اين حادثه‏ عظيم و شكستن يك جواهر گرانبهاست.

(همان)

ما مي‏خواهيم منطق دين، ارزش‏هاي ديني، اخلاق ديني و همه‏ چيزهايي را كه در بناي يك شخصيت انساني بر مبناي دين تأثير دارد، تبليغ كنيم؛ براي اين‏كه مخاطب ما به همين شخصيت ديني تبديل شود.

(همان)

بنيانگذار بناي حفظ حوادث با ادبيات و هنر، زينب كبري‏ (سلام‏‌ا...‏عليها) است.

(‏ در ديدار جمعي از پيشكسوتان جهاد و شهادت و خاطره‏گويان دفتر ادبيات و هنر مقاومت،31/6/1384)

زينب كبري در مدينه - كه محل استقرار شخصيت باعظمت اوست - و در كربلا - كه كانون محنت‌هاي اوست - و در كاخ جباراني مثل يزيد و عبيد‌ا...‏بن‏زياد، همان عظمت و شكوه معنوي را با خود حفظ مي‏كند و شخصيت‏هاي ديگر در مقابل او تحقير مي‏شوند. يزيد و عبيد‌ا...‏بن‏زياد - اين مغروران ستمگر زمان خود - در مقابل اين زنِ اسير و دست‏بسته، تحقير مي‏شوند.

( بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي‏ در ديدار اقشار مختلف مردم، ‏25/3/1384)