فاطمه در بستر بيماري :خبر بيماري دخت رسول خدا در مدينه پيچيد و مردم از آن آگاه شدند شكوه زهراي بتول (ع) از بيماري غير قابل مداوا نبود ، بلكه از حادثه فشار بين در و ديوار و شكسته شدن استخوان سينه و سقط جنين و خوردن سيلي به صورت ، شكوه داشت . همه اين موارد در وخامت حال آن مخدرّ ه و باز ماندن از وظايفش دست به دست هم داد همسر مهربانش [علي(ع)]با كمك اسما ء بنت عميس پرستاري آن بانو را به عهده داشت جمعي از زنان مدينه به عيادت حضرت زهرا (ع) آمدند و حضرت برايشان خطابه اي ايراد كرد . اين زنان سخنان دخت بني را براي همسران خود باز گو كردند و مردان خدمت حضرت رسيده و به پوزش خواهي افتادند ولي حضرت زهرا (ع) عذر آنان را نپذيرفت و فرمود : از من دور شويد ، عذرتان پذيرفته نيست و بعد از آن همه تقصير چه عذري برايتان باقي مي ماند .  همان كتاب ص 237 هدف اصلي از خطبه فدكيه و مقابله با غصب فدك هدف اصلي حضرت زهرا (ع) دفاع از ولايت اميرالمومنين (ع) و اولاد طاهرينش بود ، دفاع از حق مسلم اهل بيت (ع) يعني جانشيني رسول خدا (ص) دفاع از ارزش هاي ديني و آيات قرآن و احكام و معارفي بود كه به سرعت تحريف و تغيير واقع شدند ، هدف اصلي دفاع از حاصل زحمات بيست و سه ساله پدر و زحمات طاقت فرساي همسرش بود ، كه به تاراج مي رفت . 1. به طور قطع ، حق وسيعي از حضرت زهرا (ع) و فرزندان و اهلبيت (ع) غصب و غارت و مصادره شده بود كه زندگي خودشان و اطرافيان و سائلين در گاهشان را تامين مي كرد . و چنين حقي بايد مطالبه مي شد . والا كار غاصبين توجيه مي شد . 2. حزب حاكم همه حقوق سياسي ، اقتصادي و موقعيت اجتماعي بني هاشم را تصاحب و غصب كرده بود و آنها را از فدك ، ميراث النبي ، سهم ذوي القربي جلو گيري كرده بودند، از طرفي هم حضرت امير المومنين (ع) در دفاع از اين حقوق تنها مانده بود و تنها حضرت زهرا (ع) مي توانست از موقعيت  شرافت ، عزت ، فضيلت و نزديكي اش به رسول خدا (ص) و از جنسيت خود كه زن بود (و در بعضي از موارد دخالت بيشتري داشت )استفاده كرده ، اين حقوق به تاراج رفته را با صراحت مطالبه كند . 3. فدك بهانه اي شد براي استيضاح حاكمان غاصب و مطالبه ولايت و خلافت همسرش امير المومنين (ع) كه مظلوم واقع شده بود و حق او را گرفته بودند . 4. حضرت زهرا (ع) خواست تا حال خودش و حال خاندانش را براي مردم بيان كند و با مواضع سياسي ، حقيقت را براي همه روشن كند «ليهلك من هلك عن بينة و يحيي من حي ّ عن بينة» [1]تا هركه هلاك شد حجت برايش تمام و هركه زنده و هدايت شد حجت برايش تمام باشد و مسائل براي آيند گان نيز روشن شود .   [1] . انفال ، 42 از كتاب پيشوايان هدايت ،نويسنده (سيد منذر حكيم با همكاري عدي غريباوي )ص237