سبک زندگی و تمدن سازی نوین(توسط خانم فرزانه سنچولی)

سبک زندگی و تمدن سازی نوین اسلامی

 

سبک زندگی را می توان چهارچوب مشخصی دانست که به مثابه نقشه را برای آینده بهتر است. این ویژگی منحصر به فرد سبک زندگی ناشی از تاثیری است که بر هویت فردی و اجتماعی افراد می گذارد و در واقع از این طریق زندگی و روابط اجتماعی آنان را معنی دار می کند. تجلیات سبک زندگی را در همه ابعاد زندگی افراد از جمله در مذهب ، هویت ، جنسیت ، مدیریت بدن و... می توان مشاهده کرد

سبک زندگی به تمامی اصول و مبانی که متن و بطن حیات اجتماع و انسان را شکل می‌دهد، اطلاق می‌گردد که از ارزش‌های دینی و عرفی جامعه نشأت می‌گیرد.

سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی آغاز و مقدمه‌ای برای تمدن سازی نوین اسلامی و در نهایت تحقق پیشرفت و توسعه ایرانی ـ اسلامی است. پیروی از سبک زندگی اسلامی و درونی ‌سازی آن در بطن جامعه، آغازی برای اجرای اصول دینی و تحقق آرمان‌ها و اهداف اسلامی در جامعه می‌باشد. لازمه‌ این امر تبعیت از احکام و فرهنگ دینی و پرهیز از الگوهای غربی سبک زندگی است. رواج ارزش‌های غربی و فرهنگ بیگانه در جامعه، مانعی در مسیر رشد و توسعه بوده و موجب غفلت از هنجارهای اجتماعی و فرهنگ دینی و در نهایت عقب‌ماندگی اقتصادی و اجتماعی می‌گردد.

یکی از مهم‌ترین دلایل نیاز به تمدن ‌سازی نوین اسلامی، تهاجم فرهنگی غرب و تحمیل سبک زندگی غربی در جوامع اسلامی است. با توجه به اینکه ارزش‌ها و فرهنگ غربی با هنجارها و اعتقادات جامعه‌ ما در تضاد می‌باشد، بسط سبک زندگی غربی مانعی بزرگ در مسیر تحقق پیشرفت و توسعه تلقی می‌گردد. بسیاری از نویسندگان و صاحب ‌نظران موفقیت نظام سیاسی، اقتصادی و سازمانی را در هویت‌ سازی فرهنگی و سبک زندگی اجتماعی قلمداد می‌کنند. آداب و رسوم، سنن و فرهنگ‌ بومی، اعتقادات و باورهای مردمی بخش مهمی از شیوه زندگی را تشکیل می‌دهند که دیگر ابعاد و عرصه ‌های جامعه را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. جوامع غرب و اروپایی با آگاهی از این مسئله وقت و هزینه‌ هنگفتی را در جهت بسط فرهنگ غربی و آمریکایی در دیگر کشورها صرف می‌کنند، تبلیغات رسانه‌ای، ساخت فیلم‌ها، انتشار کتاب‌ها و... از جمله‌ این اقدامات می‌باشد که موجب بسط فرهنگ غرب در مشرق زمین گشته است. 

مقايسه سبك زندگي در دو تمدن اسلامي ـ ايراني و غربي

كشور ايران با برخورداري از فرهنگ و تمدن غني در طول تاريخ چند هزار ساله‌اش، پيوسته از توالي زماني در امر هويتي خود، برخوردار بوده و با اينكه در دوره‌هاي گوناگون صورت‌هاي متفاوتي به خود گرفته، اما هرگز اصالت ايراني بودن آن مخدوش نشده است. از طرفي هم، هر چند دگرگوني‌هايي در لايه‌هاي سطحي فرهنگ و هويت ايراني پديد آمد، اما هيچ‌گاه نتوانستند به ژرفاي هويت ايرانيان رسوخ پيدا كنند. همچنين اين فرهنگ و تمدن ايراني با خدماتي كه به گسترش ميراث مشترك تمدن بشر كردند، همراه با اقوام مختلف موجود در همسايگي خويش، هويتي ويژه خود را پديد آوردند كه در خلال روزگاران گسترش يافته و تكامل پيدا كرده است.

وقتي به جامعه امروز نگريسته شود، يك تضاد و دوگانگي ناشي از برخورد دو نوع سبك زندگي غربي و اسلامي ـ ايراني كه مربوط به دو تمدن غربي و اسلامي ـ ايراني مي‌شوند، مشاهده مي‌شود؛ به اين معنا كه ارزش‌ها و فرهنگ غربي، با هنجارها و اعتقادات جامعه ما در تضاد است و ‌بسط سبك زندگي غربي، مانعي بزرگ در مسير تحقق پيشرفت و توسعه مبتني بر تمدن اسلامي تلقي مي‌گردد. از اين رو، گسترش سلوك حيات ديني، از ضروريات جامعه مي‌باشد؛ يعني ارائه تفسيري توحيدي از زندگي بر مبناي خدامحوري، متفاوت از سبك زندگي انسان‌مدارانه غربي است.

از آن‌جا كه سبك زندگي، نيازمند مباني عميق فكري است، كاركرد شبكه‌هاي اجتماعي در انتقال و نفوذ تمامي اين سطوح حايز اهميت است. از اين رو، مي‌توان گفت شبكه‌هاي اجتماعي در يك سطح با انتقال باورها و سلسله مراتب ارزشي و نيز انتقال روحيه‌ها و ملكات روحي در سطح ناخودآگاه جمعي نقش ايفا مي‌كنند و در سطوح ديگر، با تغيير مباني فكري منجر به تغيير احساسات جمعي و به تبع آن، باعث تغيير رفتارهاي جمعي مي‌شوند؛ به عبارتي، شبكه‌سازي اجتماعي، به گسترش سبك زندگي منجر مي‌گردد.

اين شبكه‌ها در زندگي مردم نفوذ مي‌كنند و با توجه به گسترش اين شبكه‌ها در ايران، رويكردهاي گوناگوني در كاركرد اين شبكه‌ها به وجود مي‌آيد. در تمدن غربي، كاركردهاي اين شبكه اجتماعي با تمدن ايراني اسلامي متفاوت خواهد بود. شبكه‌هاي اجتماعي با پيشرفت خود در دل جوامع بشري، در سبك زندگي مردم نيز اثرگذار هستند. در ضمن، اين تأثيرگذاري، در دو تمدن ايراني ـ اسلامي و غربي مقايسه خواهد شد.

ادامه نوشته

نمونه سوالات امتحانی دانش خانواده(شهید بهشتی)

 

سوال 21:انسان ها در طول زندگی با مشکلات متعددی مواجه میشوند.زندگی مشترک با همسر نیز در کنار شیرینی ها و لذت های فراوان،با دشواری های نیز مواجه خواهد بود.

چگونگی مواجه با این مشکلات،تاثیر فراوانی در استحکام روابط خانواده یا سست نمودنن خانواده خواهد داشت.از این رو همسران باید مهارت حل مسئله را در این گونه مواقع بیاموزند.برا ی آموزش این مهارت توجه  به این نکات لازم است:

-فشارهای زندگی مانند جمع شدن بخار در دیگ سر بسته است که ناگهان موجب ترکیدن دیگ  میشود.بنابراین نباید فشارها روی هم انباشته شود،بلکه باید آنها را به روش صحیح تخلیه کرد.

- مشکلات زندگی را باید مسئله دید و درصدد حل آن برآید.مشکل امری مبهم،غیر قابل حل و کلی است.حال آنکه مسئله،واضح و روشن 

،قابل حل،جزئی و معین است. با به کار بردن کلمه مسئله به جای مشکل،تاخودآگاه امید به حل آن در فرد ایجاد میشود.

فراگیری مهارت حل مسئله سبب میشود:در خانواده بحران ایجاد شنود،فرد احساس توانمندی کند و اعتماد به نفس او افزایش یابد،از فشارهای روانی وی کاسته شود و در زندگی او آرامش ایجاد گردد.از آنجا که حل یک مسئله نشان درایت و فهم انسان است،حل مسائل میتواند اعتماد همسر ، بستگان و دوستان را به فرد افزایش دهد،همان گونه که حل نشدن آن ممکن است این اعتماد را سلب کند.

مراحل حل مسئله:

- ابتدا باید مسئله را به صورت واضح ، روشن و دقیق تعریف کرد.برای نمونه، اگر همسربه او بی توجهی می کند، باید دقت کرد که آیا علت ان وجود خلائ عاطفی است یا عدم ارضای جنسی یا خستگی ناشی از کار بیش از حد یا ...حضرت علی(ع) میفرمایند:

(اذا استوضحت فاجزم: هنگامی که امور برایت روشن شد ، تصمیم بگیر)

- باید هدف را مشخص کرد و به درستی آن نیز اصمینان داشت.گاه افراد هدف را اشتباه تعیین می کنند یا در تعیین اولویت آن به خطا می روند، مانند اینکه در تنگنای اقتصادی خانواده ،سفر تفریحی و تشریفاتی یک نیاز جدی 

تلقی میشود.

- باید برای حل یک مسئله، راه حل های متعددی را در نظر گرفت. برای پیدا کردن این ره حل ها ، تفکر،خلاقیت،افزایش آگاهی از طریق مطالعه

 و مشورت با مشاور خردمند، دین دار و دلسوز مفید و راهگشا است.

-راه حل ها را باید ارزیابی کرد و با توجه به پیامدها و عواقب هر یک،بهترین آنها را انتخاب نمود.

-با طلب یاری از خدا ،باید برای حل مسئله کوشید.حضرت علی (ع) می فرمایند: (آنکسکهدرتلاشوطلبچیزیباشد،بههمهیاقسمتیازآندستخواهدیافت.)

گاهی افراد در رویارویی با مسائل زندگی با موانعی رو به رو می شوند که قدرت حل مسئله را از آنها سلب می کند.این افراد نیازمند توجه به این موانع و بر طرف ساختن آنها هستند.مهم ترین مانع،ضعف انگیزه است،برای تقویت انگیزه ی حل یک مسئله ، باید پیامدهای منفی حل نشدن آن مسئله را فهرست کرد و خود را در فضای پس از حل مسئله تصصور نمود و لذت زندگی در آن شرایط را مجسم نمود.

سوال 22:به دلیل عیب: حق فسخ نکاح به سبب عیب به دو صورت است،مطابق ماده 1121 قانون مدنی،اگر زن یا مرد قبل از عقد به طور مداوم یا ادواری مجنون باشندفبرای طرف مقابل حق فسخ ایجاد می شود.همچنی طبق ماده 1122 این قانون بیماری های ویژه زن یا مرد در صورتی که فرد قبل از عقد به آنهاا مبتلا باشد، موجب حق فسخ برای طرف مقابل می گردد.

در مردان صرفا بیماری جنسی،مانع ایفای وظیفه زناشویی می شود.عقیم بودن مرد یا زن موجب حق فسخ نیست،بلکه مرد حق طلاق دارد و زن نیز در صورت عسر و حرج میتواند برای درخواست طلاق به دادگاه مراجعه نمایند.

بیماری های ویژه زن: از بیماری جنسی (قرن وافضا)،برص،جذام،زمین گیری و نابینایی هر دو چشم که البته اگر مرد قبل از عقد از وجود این عیوب مطلع بوده و با این وصف اقدام به ازدواج نموده است،حق فسخ نخواهد داشت.

طبق ماده 1124 و 1125 قانون مدنی،عیوب باید در زمان عقد وجود داشته باشند،وگرنه موجب حق فسخخ نیستند،مگر عیوب مربوط به مرد (عنن و جنون)که اگر بعد از غقد ایجاد شوند،حق فسخ خواهند بود.علاوه بر آن ، طبق ماده 1126 قانون  مدنی اگر زوجین قبل از عقد از این امراض آگاه باشند بعد  از ان حق فسخ نخواهند داشت.

به دلیل تخلف از وصف مقصود:طبق ماده 1128 قانون  مدنی هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده باشد و بعدد  ار عقد معلوم شود که او فاقد آن صفت بوده است،برای طرف مقابل حق فسخ ایجاد میشود،چه طرفین به طور صریح آن را هنگام عقد ذکر کرده باشند یا نه،ولی عقد بر اساس وجود آن صفت شکل گرفته است، مانند اینکه طرفین به شرط عدم تاهل در گذشته ، توافق به نکاح کرده وبعد خلاف آن ثابت شود یا اینکه عقد نکاح بر فرض سلامت فرد بنا شود»،ولی بعد از عقد معلوم شود بیماری سخت و غیر قابل درمانی دارد و آن را مخفی کرده است.

سوال 23:طلاق یعنی جدا شدن زن از مرد،ره شدن از قید نکاح و رهایی از زناشویی که ممکن است به درخواست م رد یا زن باشد. این درخواست به دادگاه خانواده ارائه میشود و دادگاه به در خواست مرد پس از تحقیق و رعایت شرایط قانونی رسیدگی می کند.همچنین بنابر ماده 1119 قانون مدنی ، به در خواست طلاق از سوی زن در صورت و جود شرایط قانونی رسیدگی میشود.

اگر زن از جانب شوهروکالتداشتهباشدکهبتواندخودرادرصورتتحققمواردمندرجدرقانونیاسند

ازدواجمطلقهکندیادرصورتترکانفاقازجانبشوهروعدمامکانالزامویبهدادننفقه،

اومیتواندتقاضایطلاقکند.همچنیندرصورتیکهوضعیتزندگیمشترکبهگونهایباشد

کهاودرسختیطاقتفرساقرارگیرد،دادگاهبهتقاضایزن،اوراازجانبشوهرمطلقه

میسازد.

براساس ماده 1148 قانون مدنی طلاقی که به در خواست مرد باشد (طلاق رجعی) است، یعنی در ایام عده  
(3ماه) شوهرمیتواندرجوعکند.درطلاقرجعیزنبایددرمنزلشوهرتماممدتعدهسکونتداشتهباشد،مگرآنکه

ترسازضررجانییامالییاحیثیتیداشته باشد.اگر در ایام عده مرد با کلام یا رفتار خود،تمایلی برای رایطه همسری نشان داد آن دوبدون نیاز به عقد ازدواج مجدد،دوباره زن و شوهر خواهند شد.

طبق ماده 1146 قانون مدنی ] طلاق از طرف زن و به سبب کراهت او (طلاق خلع )است که شوهر دیگر نمیتواند رجوع کند ودر مقابل، زن تمام یا بخشی از مهر خود را می بخشد.

 

سوال 24: .1تغییرارزشها2.تغییرنگرشنسبتبه ازدواج 3.تغییر ساختار خانواده

علل طلاق در ایران :1. عواملفرهنگیواجتماعی 2. عواملاقتصادی : عدمپرداختنفقهازجانبشوهر،توقعاتبالایاقتصادی،نوعومیزاناشتغالزندر

خارجازخانه ....

3.عوامل اخلاقی 4. عوامل روانشناختی 5. عوامل جنسی


 

ادامه نوشته

نمونه سوالات امتحانی دانش خانواده(شهید بهشتی)

 

سوال 1: از جمله نیازهایاساسیانسان ...... و ...... میباشد.یک مورد را توضیح دهید.

نیاز جنسی و عاطفی_یکی از مهمترین نیازهای زیستی،ارضای غریزه جنسی است.مرلو نیاز فیزیولوژیک را اولین نیاز ضروری انسان برمی شمارد که شامل نیاز به غذا،آب و ارضای غریزه جنسی است.این نکته قابل تامل است که آنچه می تواند به چنین نیازهای اساسی و تکوینی در وجود انسان پاسخ گوید ازدواج است.اگر مسیر این نیازها به ازدواج ختم نشود و پایگاه خانواده محمل پاسخ به انها نباشد، بزرگترین آسیب ها و مشکلات متوجه دختران و پسران جوان شده که تا آخر عمر ممکن است دامن آنها را گرفته و جبران آن به سختی و در برخی موارد ناممکن خواهد بود.

سوال2: بروز آسیب های معنوی در چه زمانی است و منظور از آن چیست؟

روابط آزاد زن و مرد از مصادیق شهوت رانی شمرده می شود و برخی از روایات بر دوری گزیدن از شهوت رانی تاکید کرده اند بر اساس این روایات،شهوت،دل را از محبت خدا خالی میکند،قاتل انسان،گذرگاه شیطان،سرسخت ترین دشمنان،فاسد کننده دین و بیمار کننده عقل است،افسوس در قیامت را به دنبال دارد و ترک آن بهشت را ضمانت میکند. کسی که عقل او بر شهوتش غلبه کند،برتر از ملائکه گردد و کسی که شهوت بر او غلبه کند، از چهارپایان پست تر خواهد شد.

سوال3: سه مورد از پیامدهای دوستی دختر و پسر را بنویسید.به نظر شما آسیب کدام بیشتر است؟

  • بروز حسادت
  • گرایش به الکل
  • بارداری ناخواسته
  • گرایش به مواد مخدر

سوال4: چرا جنبه های رعایت مسائل ظاهری به زنان بیشتر توصیه شده است؟

چرا که جذابیت ظاهری و رفتاری زنان برای مردان،بیشتر ازجاذبه مردان برای زنان است و مردان در برابر جنس مخالف،توان خویشتن داری کمتری نسبت به زنان دارند.از این رو خداوند از سویی مرد را نیازمند زن خلق کرده و از جانبی دیگر با دستور به پوشاندن جذابیت های زنانه،مرد را به دستیابی محترمانه(از طریق ازدواج) توصیه کرده است.

سوال5: دو مورد از کارکردهای ازدواج را نوشته و یک مورد را توضیح دهید.

  • سبب کامل شدن دین می شود
  • ازدواج و سپس تجربه شیرین پدر یا مادر شدن سبب میشود تا انسان با گذر زمان،خود را به رو به افول نبیند.بلکه تداوم حیات خویش را در فرزندان خود می یابد که حاصل دسترنج مادی و معنوی اوست.

سوال6: چه معیارهایی برای همسرگزینی لازم است رعایت گردد؟ به چهار مورد اشاره گردد.

  • همتایی و همانندی
  • خوش اخلاقی
  • تقوا
  • سلامت

سوال7: راه های شناخت فرد مناسب برای ازدواج چیست و کدامیک مهمتر است؟

  • گفت و گو و طرح سوال های دقیق
  • دقت در گفتار و رفتار
  • تحقیق از دوستان صمیمی،بستگان،همکاران
  • مشورت با افراد آگاه
  • توکل به خدا

سوال8: از جمله موانع ازدواج به چه مواردی میتوانید اشاره کنید؟ یک مورد را توضیح دهید.

  • اشتغال به تحصیل
  • مسائل اقتصادی
  • طلاق پدر و مادر
  • اعتیاد پدر و مادر
  • سن ازدواج
  • سطح تصحیلات: اگر سطح تصحیلات پسر از دختر پایین تر باشد او می تواند همسر شایسته ای باشد به شرط آنکه:
  1. پختگی و فهملازمبرایپذیرشمسئولیتمدیریتخانوادهراداشتهباشد.
  1. دوستدار دانش باشد و مانع تحصیل همسرش نشود
  2. زن توان پذیرش مدیریت شوهری با تحصیلات کمتر را داشته باشد.

سوال9: منظور از اصل تعاون و اصل مودت چیست؟ به طور خلاصه توضیح دهید.

اصل تعاون: این اصل نشان می دهد که حتی در خانواده،افراد باید در انجام کار نیک و پرهیز از گناه به یکدیگر کمک کنند.این همکاری ممکن است درباره یک کار درون خانوادگی یا برون خانوادگی باشد.با چنین اصلی است که زنان با ایثار و قناعت و تحمل برخی مشکلات به یاری همسر خود می شتابد و مردان با یاری رساندن به همسر خود در ایفای نقش خود در خانواده به تکامل خانواده رونق می بخشد.

اصل مودت: «حس خودخواهی» انسان در خانواده به حس «دگرخواهی» تبدیل می شود.ریشه این دگرخواهی دو عنصر مودت و رحمت است که هر یک تصویر زیبایی از خانواده متعادل را به نمایش می گذارند.نکته ظریف این است که خداوند خود جاعل و قرار دهنده این محبت معرفی شده و شاید از این جهت است که زوج خواهی و این محیت از نشانه های پروردگار معرفی شده است.

سوال10: چه اصلی در رابطه با کودک برای پدر و مادر مسئولیت ایجاد میکند؟

اصل رعایت مصالح کودک: این اصل از مجموعه مقررات حاکم بر خانواده استخراج می شود. اصل حمایت از کودک برای پدر و مادر مسئولیت ایجاد می کند.به دنیا آوردن کودک مشروع و سالم و تربیت صحیح او از جمله مسئولیت هایی است که بنابر این اصل بر والدین تحمیل می شود.علاوه بر این ممنوعیت سقط جنین،وجوب شیر دادن برای نجات و ادامه حیات کودک،حضانت و همیاری در تربیت از جمله مسئولیت های مادر است.


 

ادامه نوشته

دلایل پذیرش اسلام از سوی مردم مدینه

فصل4

دلایل پذیرش اسلام از سوی مردم مدینه را تحلیل کنید؟

نگاهي به چگونگي گسترش اسلام در مدينه نشان ميدهد كه اسلام در همان سال هاي نخست، (از 12 بعثت تا هجرت رسول خدا ـ ص ـ ) در اين شهر فراگير شده و پس از هجرت، جز چند طايفه محدود، ديگران اسلام را پذيرفته بودند. اين مسأله، در قياس با روند گسترش اسلام در مكه، به هيچ روي قابل قياس نيست; به همين دليل بايد دلايل ويژه خود را داشته باشد. در اين باره به چند مسأله ميتوان اشاره كرد. برخي از اين مسائل گرچه موردي است، اما ميتواند تا حدودي تعميم داده شود. موارد ديگر جنبه تحليلي عمومي دارد.

الف : از جمله مسائلي كه هم ميتواند جنبه موردي داشته باشد و هم يك پايه تحليلي عمومي; اين است كه مردم مدينه آمادگي بيشتري براي تأثيرپذيري از قرآن داشتهاند. اين آمادگي را بايد در روحيات ساكنان اين شهر و موقعيّت خاص جامعه آنها دانست. ما در قسمت هاي بعدي بخشي از اين شرايط و تفاوت هاي آن را با وضعيت مكّه بيان خواهيم كرد. در اينجا بايد بر خود قرآن به عنوان يك معجزه تكيه كرد. نخستين آشنائي مردم با اسلام، در ضمن دعوت رسول خدا ـ ص ـ با تلاوت آيات قرآني بوده است. ترويج قطعي اسلام در مدينه نيز توسط فرستاده رسول خدا ـ ص ـ ; يعني مصعب بن زبير با 

تلاوت قرآن بوده است. اين تأثير تا به آنجا بوده كه از رسول خدا ـ ص ـ نقل شده: «فُتحت المدينة بالقرآن»; «مدينه با قرآن گشوده شد.»23 درباره اسلام سعد بن معاذ و اسيد بن حضير كه در تمامي منابع از آن ياد شده، مهمترين عامل، همان آيات قرآن بوده است.

ب : همسايگي با يهود و شنيدن اخباري مبني بر ظهور پيامبري از سوي خدا، به عنوان عاملي مؤثر براي پيشرفت اسلام در ميان ساكنان مدينه شناخته شده است; به نقل از ابن اسحاق، يهودياني كه در اين بلاد با اعراب اوس و خزرج زندگي ميكردند و اهل كتاب و علم بودند، زماني كه ميانشان با اعراب نزاعي درميگرفت، به آنان ميگفتند: پيامبري ظهور خواهد كرد، ما از او پيروي ميكنيم و شما را چونان عاد و ارم به قتل خواهيم آورد.24 همين امر سبب شد تا در همان آغازِ دعوتِ انصار به اسلام، برخي از آنها به ديگران اظهار كنند: «اين همان رسولي است كه يهوديان بشارت ظهورش را ميدادند، اجازه ندهيد تا از شما سبقت بگيرند».25 بلاذري نيز مينويسد: آنان پيش از آن صفات و ياد وي را از يهوديان شنيده بودند.26 درباره اصل آگاهي يهود مدينه از رسالت، قرآن آيات روشني دارد، آياتي كه نشان ميدهد اين مسأله در آن شرايط كاملاً مطرح بوده است. در اين باره به مورد اسلام آوردن «عبدالله بن 

ادامه نوشته

نقش زنان در صدر اسلام

فصل چهارم

نقش زنان در صدر اسلام

رفتار غيرانساني مردم جاهليت پيش از اسلام با زنان و دختران چيزي نيست كه بر كسيپوشيده باشد.در آن روزگار زن يك كالاي بي ارزش شناخته و در بازار برده فروشان عرضه مي شد. دختران به بدترين شيوه زنده به گور مي شدند و زنان در شديدترين قيد و بندها بدترين روزها را سپري مي كردند و از خود هيچ اراده و اختياري حتي حق زندگي شرافتمندانه نداشتند و روزنه هاي اميد به روي آنها بسته بود. در چنين عصري پيامبر رحمت به دستور پروردگار بارقه اميد و چراغ زندگي در دلهاي مأيوس آن ستمديدگان روشن ساخت
و پيوسته با گفتار و رفتار خود در زدودن افكار جاهليت و بازگرداندن شخصيت به زنان سعي وافر نمود.
مشاهده حمايت هاي قاطع و فداكاري ها و تلاش هاي پيگير زنان در تاريخ اسلام گواه تأثير گفتار و عملكرد پيامبر و معصومين قدس سرهما است.
بخشي از اين تلاش هاي خالصانه زنان در دوران پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و علي  عليه السلام را مي توان در زندگي خديجه كبري عليه السلام يافت. او اولين زن مسلمان بود كه ثروت انبوه خود را در راه اسلام مصرف كرد. نيز دخت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بانوي عالم هستي بهترين نقش را در حفظ اسلام ايفا كرد و سرانجام در راه دفاع از ولايت و امامت شهيد گشت.
بزرگان دين در كتابهاي خود بخشي را به معرفي و شرح حال زنان اختصاص داده اند. شيخ طوسي رحمه الله در كتاب رجال خود در پايان هر بخش بابي به نام (باب النساء) گرد آورده و در آن نام زنان روايت كننده از معصومين را بر شمرده است كه شمار آنان به شصت و دو نفر مي رسد. اين مقامي والاست كه بانويي افتخار يابد سخن معصومان را براي آيندگان نقل كند و به يادگار نهد و در هر زمان نامش به عظمت ياد شود.
افزون بر اين در صدر اسلام عده زيادي از زنان به همراه پيامبر در صحنه نبرد شركت مي كردند و به

ادامه نوشته

سبب اصلی گسترش اسلام

فصل 4

سبب اصلی گسترش اسلام

سيره نبوى و گسترش سريع اسلام

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكل على الله (1) .

مساله گسترش سريع اسلام يكى از مسائل مهم تاريخى جهان است كه درباره علل آن بحث و گفتگو مى‏شود.البته مسيحيت و تا اندازه‏اى دين بودا هم از اديانى هستند كه در جهان گسترش يافته‏اند،مخصوصا مسيحيت كه مهد و سرزمينش بيت المقدس است ولى در غرب جهان بيش از شرق جهان گسترش يافته است.همچنانكه مى‏دانيم اكثريت مردم اروپا و آمريكا مسيحى هستند گو اينكه مسيحى بودن آنها اخيرا بيشتر جنبه اسمى دارند نه رسمى و واقعى،ولى بالاخره منطقه آنها منطقه مسيحيت‏شمرده مى‏شود.دين بودا هم دينى است كه ظهورش در هند بوده است.بودا در هند ظهور كرد ولى گسترش دين او بيشتر در خارج هند مثلا در ژاپن و چين است و البته در خود هند هم پيروانى دارد.دين يهود دينى است قومى و نژادى،محدود و از يك قوم و نژاد خارج نشده است.دين زردشت هم تقريبا دينى است محلى كه در داخل ايران ظهور كرد و حتى نتوانست همه مردم ايران را اقناع كند و به هر حال پا از ايران بيرون نگذاشت و اگر امروز مى‏بينيم زردشتيهايى در هند هستند كه به نام‏«پارسيان هند»معروفند،آنها هندى نيستند بلكه زردشتيهاى ايرانى هستند كه از ايران به هند مهاجرت كرده‏اند،و همينها كه از ايران به هند مهاجرت كرده‏اند نتوانسته‏اند يك هسته زنده‏اى را تشكيل بدهند و دين زردشت را در ميان ديگران گسترش بدهند.

اسلام از آن جهت كه از سرزمين خودش خارج شد و افقهاى ديگرى را گشود مانند مسيحيت است.اسلام در جزيرة العرب ظهور كرد و امروز ما مى‏بينيم كه در

آسيا،آفريقا،اروپا،آمريكا و در ميان نژادهاى مختلف دنيا پيروانى دارد و حتى عدد مسلمين گو اينكه مسيحيها كوشش مى‏كنند كمتر از آنچه كه هست نشان بدهند و اغلب كتابهاى ما آمارشان را از فرنگيها مى‏گرفتند ولى طبق تحقيقى كه در اين زمينه به عمل آمده شايد از عدد مسيحيها بيشتر باشد و كمتر نباشد.ولى در اسلام يك خصوصيتى هست از نظر گسترش كه در مسيحيت نيست و آن مساله سرعت گسترش اسلام است.مسيحيت‏خيلى كند پيشروى كرده است ولى اسلام فوق العاده سريع پيشروى كرده است،چه در سرزمين عربستان و چه در خارج عربستان،چه در آسيا،چه در آفريقا و چه در جاهاى ديگر.

اين مساله مطرح است كه چرا اسلام اين اندازه سريع پيشروى كرد.حتى لامارتين شاعر معروف فرانسوى مى‏گويد اگر سه چيز را در نظر بگيريم،احدى به پايه پيغمبر اسلام نمى‏رسيد،يكى فقدان وسايل مادى:مردى ظهور مى‏كند و دعوتى مى‏كند در حالى كه هيچ نيرو و قدرتى ندارد و حتى نزديكترين افرادش و خاندان خودش با او به دشمنى بر مى‏خيزند، تك ظهور مى‏كند،هيچ همكار و همدستى ندارد،از خودش شروع مى‏شود،همسرش به او ايمان مى‏آورد،طفلى كه در خانه هست و پسر عموى اوست(على عليه السلام)ايمان مى‏آورد، تدريجا افراد ديگر ايمان مى‏آورند آنهم در چه سختيها و مشقتها!و ديگر سرعت پيشرفت‏يا عامل زمان،و سوم بزرگى هدف.اگر اهميت هدف را با فقدان وسايل و با سرعتى كه با اين فقدان وسايل به آن هدف رسيده است در نظر بگيريم،پيغمبر اسلام-به گفته لامارتين و درست مى‏گويد-در دنيا شبيه و نظير ندارد.مسيحيت اگر در دنيا نفوذ و پيشرفتى!173 پيدا كرد،بعد از چند صد سال كه از رفع مسيح (2) گذشته بود تا اندازه‏اى در جهان جايى براى خود پيدا كرد. 

ادامه نوشته

دلايل دشمنى يهود با پیامبر اسلام(ص)

فصل4

چرا یهود قرآن و نبوت حضرت محمد(ص) را قبول ندارند؟

 

پاسخ اجمالی

قرآن کریم اعلام می‌دارد با آن‌که یهود قبل از بعثت پیامبر اسلام(ص)، در انتظار ظهورش بودند، و با آن‌که نشانه‌های وی را موافق با آنچه در تورات آمده بود یافتند، ولی بعد از رسالت آن‌حضرت، به دلایلی به مخالفت با وی پرداخته و از ایمان آوردن به رسالتش سر باز زدند. قرآن انگیزه‌های این مخالفت را چنین بیان می‌‌فرماید:

1-حسادت: از آن‌جا که یهود دیدند رسالت پیامبر اسلام(ص) موافق با خواسته‌‌های آنها نیست، حسادت ورزیده و به مخالفت پرداختند.

منافع مادی: منافع مادی یکی دیگر از انگیزه‌های مخالفت یهود با پذیرش حق بود-2

3-پیروی از هوای نفس

4-حجاب: به دلیل عناد و لجاجتی که در یهود وجود داشت، دل‌های‌شان را حجاب فرا گرفته و نمی‌‌توانستند حق را ببینند و از آن پیروی نمایند

 

پاسخ تفصیلی

قرآن کریم در آیات متعدد به انگیزه‌‌های مخالفت یهود با رسالت پیامبر اشاره کرده و دلایلی را برای این مخالفت بیان می‌‌فرماید:

1-حسادت: حسادت یکی از ریشه‌های دین گریزی است، به گونه‌ای که امام صادق(ع) آن‌را ریشه کفر دانسته و می‌فرماید: «وَ اِیَّاکُمْ اَنْ یَحْسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَاِنَّ الْکُفْرَ اَصْلُهُ الْحَسَد»؛[1] مبادا برخی از شما نسبت به دیگری حسودی کند؛ زیرا ریشه کفر حسادت است.

قرآن کریم در ارتباط با این موضوع می‌‌فرماید: «وَدَّ کَثیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إیمانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ...»؛[2 بسیارى از اهل کتاب، از روى حسد- که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو مى‌‏کردند شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند، با این‌که حق براى آنها کاملاً روشن شده است.

بسیارى از اهل کتاب بویژه یهود، تنها به این قناعت نمى‌‏کردند که خود آیین اسلام را نپذیرند، بلکه اصرار داشتند که مؤمنان نیز از ایمانشان باز گردند، و انگیزه آنان در این کار چیزى جز حسد نبود.[ 3]

ادامه نوشته

محاصره در شعب ابو طالب

فصل سوم                                                                                                                                 

محاصره در شعب ابو طالب 

شهر مکه،شهری است با کوههای فراوان و فراگیر که در لابلای آنها دامنه ها و وادیهای کوچکی است که عرب به آن شعب می گوید.مکه مملو از شعب است و از قدیم،این ضرب المثل مشهور بوده که:«أهل مکة اعلم بشعابها،اهل مکه به شعب های خود آگاه تر از دیگرانند».ساکنان مکه که عبارت از طوایف مختلف بودند،هر کدام در یکی از این شعب ها سکونت داشتند. (1) به همین مناسبت هر شعبی را به نام آن طایفه می شناختند.آنچه که به نام ابی طالب معرفی شده در آغاز به عنوان شعب ابی یوسف معروف بوده و گویا در عصر بعثت،شعب ابی طالب نام گرفته است،بعدها شعب بنی هاشم نامیده شده و در حال حاضر با نام«شعب علی(ع)»شهرت دارد .این شعب در شرق کعبه معظمه،در میان کوه ابو قبیس و شعب ابن عامر قرار دارد (2) و فاصله تقریبی آن با کعبه بین دویست تا سیصد متر است.مورخان پس از واقعه هجرت به حبشه،از شعب ابی طالب و حصار بنی هاشم در آن سخن می گویند.

از میان مورخان،ابن سعد تاریخ دقیقی را برای آغاز این محاصرهکه معنای آن را در ادامه توضیح خواهیم دادیاد کرده و آن نخستین روز تفاوت مختصر این دو گزارش آشکار است.دربه قریش پیوست. (8)

گزارش ابن اسحاق سخن از کشتن رسول خدا(ص)به میان نیامده است.آنچه مسلم است این که بنی هاشم خود به شعب رفته اند. (9) به علاوه در متن پیمان قریش مسأله محاصره جغرافیایی نیامده است.این امر باید دلیل خاصی داشته باشد.یک دلیل آن این که آنان چاره ای جز رفتن به داخل شعب نداشتند زیرا پس از آن پیمان نمی توانستند با کسی مراوده و روابطی داشته باشند.اما دلیل مهمتر،مسأله دفاع از جان رسول خدا(ص)است.در ادامه گزارش بیهقی و نیز عروة بن زبیر آمده است که ابو طالب در شعب،شبها رسول خدا را در بستر خود می خوابانید در وقت خواب خود نیز کسانی از بنی هاشم را در بستر رسول خدا(ص)می خوابانید و آن حضرت را به بستر آنان می فرستاد. (10) این اقدامات،این امر را تأیید می کند که قریش مصمم به قتل آن حضرت بوده اند.گزارش بلاذری و نیز روایت عروة بن زبیر همانند خبر دلائل النبوه از قطان،حکایت از توطئه کشتن رسول خدا(ص)دارد.در خبر این دو آمده است:وقتی ابو طالب اصرار آنان را در قتل آن حضرت دید،بر جان حضرت ترسید و به دنبال آن بنی هاشم را به شعب برد. (11)

گزارش ابن سعد این است که تصمیم قریش ناشی از خشمی بود که از آرامش مهاجرین در حبشه داشتند و لذا تصمیم به محدود 

ادامه نوشته

دلایل و انگیزه های ازدواج خدیجه(ع) با پیامبر اکرم (ص)   

فصل سوم

دلایل و انگیزه های ازدواج خدیجه(ع) با پیامبر اکرم (ص)

چگونه خدیجه(س) شیفته محمد(ص) شد

خدیجه  دختر خویلد  زنی تجارت پیشه، با شرافت و ثروتمند بود، افرادی را برای بازرگانی می گماشت و سرمایه‌ای را برای تجارت در اختیارشان قرار می داد و مزدی به آنان می پرداخت، وقتی محمد(ص) به بیست و پنج سالگی رسید،‌ ابوطالب به او گفت: من تهیدست شده‌ام و روزگار سخت شده است، اکنون کاروانی از قریش رهسپار شام می‌شود، کاش تو هم نزد خدیجه که مردانی را برای تجارت می فرستد، می‌رفتی و کار تجارت او را به عهده می‌گرفتی.

از سوی دیگر، خدیجه از راستگویی، امانت و اخلاق پسندیده محمد(ص) آگاهی یافت و در پی او فرستاد که: اگر کار تجارت مرا عهده‌دار شوی، بیش از دیگران به تو می‌پردازم و غلامخویش میسره را نیز برای دستیاریت می‌فرستم. حضرت محمد(ص) این پیشنهاد را پذیرفت و همراه میسره رهسپار شام شد، در این سفر بیش از سفرهای گذشته سود عایدشان شد.

میسره در این سفر از حضرت محمد(ص) کراماتی مشاهده کرد که او را به حیرت انداخت، در این سفر راهب از پیامبری او در آینده بشارت داد، همچنین میسره محمد را دید که بر سر تجارت،‌ با شخصی اختلاف پیدا کرد، آن مرد گفت: به لات و عزی سوگند یاد کن تا سخنت را بپذیرم، او پاسخ داد: در عمرم هرگز به لات و عزی سوگند یاد نکرده‌ام، میسره در بازگشت از سفر،‌ کرامات محمد(ص) آنچه را مشاهده کرده بود، برای خدیجه بازگو کرد.

خدیجه بانویی خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود،  

ادامه نوشته

مهمترین علل نپذیرفتن اسلام از سوی مشرکان

فصل3

مهمترین علل نپذیرفتن اسلام از سوی مشرکان چیست؟

نکاتی در قرآن و نیز اخبار تاریخی در باره علل مخالفت و ستیز اشراف قریش با اسلام آمده است که می توان در دو بخش «عوامل اجتماعی» و «عوامل فکری» از آنها یاد کرد.

 

الف : عوامل اجتماعی

 

از آن جا که نظام فکری شرک، هیچ گونه چهارچوب استدلالی نداشت، پای بندی مشرکان بدان، بیشتر ناشی از مسایل اجتماعی و روانی بود. به همین دلیل، پیش از آن که از عوامل فکری یاد کنیم، باید از عوامل اجتماعی سخن بگوییم. در این زمینه از چند نکته می توان یاد کرد.

 

1 ـ حق در انحصار اشراف بت پرست!

اشرافیت خصلت ها و ویژگی های خاص خود را دارد. یکی از این خصلت ها آن است که به گونه طبیعی برای خویش حقوقی را می شناسد که تنها ویژه اوست و دیگران از آن محرومند. اشراف، خود را از 

دیگران برتر دانسته و آنها را، در برابر خود که «شریف»اند، «وضیع»، یعنی پست می شمرند. در چنین شرایطی، آنان درک و فهم خود را ملاک درستی و نادرستی افکار و اندیشه ها گرفته برای فکر دیگران ارزشی قایل نمی شوند. از آن جا که آنان خود را از دیگران بالاتر می بینند، خویشتن را محق تر و راست روتر از دیگران می پندارند.

 

اشرافیت موجود در مکه که محصول اندیشه های شرک آلود، تعصّبات قبیله ای و موقعیت ویژه اقتصادی و اجتماعی مکه بود، از این قاعده برکنار نبود; اشراف بر این باور بودند که باورهای آنان حق و آنچه را که اسلام عرضه کرده ناحق است. دلیل آن نیز همین است که آنان بالاتر و به تصور خودشان حق دارترند. این برتری طلبی، همان است که قرآن آن را استکبار می نامد. خداوند در باره مستکبران می فرماید:

 

«چون به آنان گفته می شد جز خدای یکتا، خدایی نیست، تکبّر می کردند.» ( صافات / 35 )

 

ادامه نوشته