جنگ های سه گانه امام علی علیه السلام
فصل 6
جنگ های سه گانه امام علی علیه السلام
علل و مشروعیت آن ها
چکیده
این مقاله، به تحلیل و بررسی کلی علل جنگ های سه گانه حضرت علی علیه السلام با مسلمانان می پردازد. در این مقاله، به اثبات می رسد که جنگ های سه گانه داخلی در حکومت نوپای علوی، علی رغم میل باطنی حضرت، بر ایشان تحمیل شد. در تحلیل جنگ اول (جمل)، به سه عامل (داعیه حکومت و عدم تحمّل عدل علوی توسط طلحه و زبیر و بهانه خون خواهی عثمان از سوی عایشه) اشاره می شود و حقّانیت و مشروعیت جبهه امام علیه السلام به اتکا به روایات، عنوان «یاغی» و «محارب»، کوشش های حضرت در متارکه جنگ نشان داده می شود.
در تحلیل جنگ دوم و سوم (صفیّن و نهروان) اشاره می شود که با وجود نافرمانی معاویه و سرکشی و شورش خوارج، حضرت با راهکارهای گوناگون کوشید شعله جنگ را خاموش کند، اما حضرت به مقصود خویش نرسید و آن دو جنگ بر ایشان تحمیل شد
جنگ جمل، دلایل و انگیزه ها
براى بررسى علل وقوع جنگ جمل و پژوهش در این راستا، لازم است که به ادله طرفین درگیر در جنگ نظرى افکنده شود و سپس آنها را با واقعیات تاریخى سنجیده و قول صحیح را برگزید. ابتدا به طور اجمال ادله و علل جنگ از دیدگاه اصحاب جمل و رؤساى آن را مورد بررسى قرار مىدهیم:
الف: علل جنگ جمل از دیدگاه اصحاب جمل
1-عایشه بعد از بیعت مردم با على (ع) در اجتماع مردم مکه حضور یافت و چنین گفت: اى جمعیت مسلمانان همانا عثمان مظلوم کشته شد.[۱] این سخن عایشه ظاهراً سنگ بناى مخالفت وى با امیرالمؤمنین (ع) شد و غالباً این علت به عنوان بهانۀ اصلى خروج عایشه و یارانش علیه امیرالمؤمنین (ع) مطرح مىشود و چون آنها على (ع)را سبب اصلى قتل عثمان مىدانستند، از این رو علیه او قیام نمودند.
[۲] برخى از علماى معتزله معتقدند که عایشه و یارانش قصد امر به معروف و نهى از منکر داشتهاند.-2
3-طلحه در خطبهاى که بین مردم بصره ایراد نمود چنین وانمود کرد که قیام او براى خلافت و مُلک نبوده است، بلکه او قصد دارد از مردم بصره کمک بگیرد تا همگى براى اصلاح امت پیامبر (ص) کوشش کنند و اطاعت خدا را رواج دهند.[۳]
همان طور که بیان شد، به طور عموم در اکثر خطبههایى که از عایشه و طلحه نقل شده است، قتل عثمان و خونخواهى او مهم ترین علت پیمان شکنى ذکر گردیده است، امّا به موارد دیگرى نیز مىتوان اشاره نمود. از جمله این که طلحه، حکومت على ابن ابی طالب (ع) را مطابق با رویه خلفاى سابق نمىدانست [۴] و به این که على (ع) با او در کارها مشورت نمىنمود، معترض بود.
ب: علل جنگ از دیدگاه على ابن ابی طالب (ع) و اصحابش
قبل از بیان علل آغاز جنگ جمل از دیدگاه على (ع) به یک نکتۀ مهم – یعنى عاملان اصلى جنگ – باید توجه کنیم. امیرالمؤمنین (ع) در خطبۀ ۱۷۲ نهج البلاغه مىفرمایند: “… طلحه و زبیر همسر رسول خدا (ص) را به همراه خود مىکشیدند چونان کنیزى را که به بازار برده فروشان مىبرند”.[۵] از این سخن مولا به خوبى متوجه مىشویم عامل انسانى مهم جنگ جمل، کسى جز طلحه و زبیر نبوده، و عایشه در این بین بیشتر مورد سوء استفاده تبلیغاتی قرار گرفته است.
علل جنگ از زبان امیرالمؤمنین على (ع)
1-قدرت طلبى طلحه و زبیر: آن حضرت در خطبۀ ۱۴۸ نهج البلاغه چنین توضیح مىدهند: “هر کدام از طلحه و زبیر امیدوار است که حکومت را به دست آورد و دیده به آن دوخته و رفیق خود را به حساب نمىآورد[۶].
2-شکستن عهد و پیمان و برپایی فتنه: ایشان در خطبهاى ضمن فرمان آماده باش به مردم مىفرمایند: “همانا طلحه و زبیر بیعت و عهد را نقض کرده و عایشه را از خانهاش بیرون کشیدهاند تا فتنه به پا کنند و خونریزى راه بیاندازند”. [۷]
3-کینه و کدورت دیرینه: این نکته قابل انکار نیست که کینه هایی نسبت به علی(ع) وجود داشته است؛ از این رو امیرالمؤمنین (ع) سابقه این امر را در مواردى بر مىشمارد، از جمله این که: الف: چون پیامبر مرا بر پدر عایشه برترى داده بود. ب: چون پیامبر (ص) مرا به اخوت با خویش مختص نموده بود. ج: چون خداوند دستور داد که همه ابواب منتهى به مسجد بسته شود حتى باب(درب خانۀ) پدر عایشه، اما باب من بسته نشد. د: چون در روز خیبر رسول اکرم (ص) پرچم را بعد از این که به دیگران داد آن را به من دادند و من نیز پیروز شدم موجب غمگین شدن آنان گردید و… [۸].
علاوه بر این، طلحه و زبیر؛ امیدوار بودند که على (ع) در امور با آنها مشورت نماید چرا که این دو خود را با على (ع) در رتبه و مقام مساوى مىدانستند، آنها امیدوار بودند که با مرگ عثمان، بخشى از حکومت را به دست گیرند، ولی هیچ کدام از این امور تحقق نیافت و این سبب شد که خصومت قبلى این دو با امیرالمؤمنین (ع) آشکار گردد.
4-نفاق: على (ع) در خطبه ۱۳ نهج البلاغه دین این عده را دورویى مىداند[۹].
5-از بین بردن امنیت جامعۀ اسلامى: بعد از آن که اصحاب جمل در بصره قدرت گرفتند، به خزانۀ بصره و بیت المال حمله نموده و آن را غارت کردند و همچنین به مردم حمله نمودند و عدهاى را شکنجه کرده و عدهاى را به قتل رساندند[۱۰].
6-سرپوش گذاشتن بر عملکرد خویش: وقتى به امیرالمؤمنین (ع) خبر رسید که طلحه و زبیر براى خونخواهى عثمان قیام نمودهاند ایشان فرمودند: کسى جز خود ایشان عثمان را نکشت[۱۱].
و نیز مضمون همین سخن را حضرت (ع) در خطبۀ ۱۳۷ نهج البلاغه آوردهاند که: آنها انتقام خونى را مىخواهند که خود ریخته اند[۱۲].
با این اوصاف حضرت مىفرمایند: طلحه خود جنگ را به راه انداخته تا به خاطر قتل عثمان مورد سئوال واقع نشود.[۱۳] با تأمل در فقرات فوق متوجه مىشویم:
اولاً: در اکثر طعنها و سرزنشهایى که از امیرالمؤمنین (ع) نسبت به اصحاب جمل وارد شده، ایشان روى سخنشان با طلحه و زبیر است. گو این که حضرت (ع) مسبب اصلى جنگ را این دو مىداند و به عبارت دیگر، عایشه نقش فرعى در این غایله داشته و از سوى آنها مورد سوء استفاده تبلیغاتی قرار گرفته است.
ثانیاً: ملاحظه مىشود که هیچ یک از دلیلهایى که اصحاب جمل براى کارشان ذکر نمودهاند موجّه نمىباشد. به ویژه وقتى که بدانیم قتل و خونخواهى عثمان بهانهاى بیش نبود؛ چرا که عایشه با عثمان نیز چندان رابطۀ حسنهاى نداشته است. نقل شده است که عایشه پیراهن رسول خدا (ص) را نزد عثمان مىبرد و به او مىگوید: هنوز رطوبت کفن رسول خدا (ص) خشک نشده که تو چنین، احکام او را تحریف مىکنى[۱۴].
پس ملاحظه مىکنید اصحاب جمل تحت عنوانى به ظاهر زیبا و حق مآبانه بر علیه اولى الامر خویش قیام نمودند و پیمان و بیعت خویش را شکستند، در حالى که این عنوان بهانهاى بیش نبود.
جنگ دوم. جنگ صفین (جهاد با قاسطان)
معاویه توسط دو خلیفه پیشین، به حاکمیت منطقه شام (سوریه) برگزیده شد و یک حکومت قدرتمند و خودمختار تشکیل داده بود. پس از قتل عثمان و گرفتن زمام خلافت توسط حضرت علی علیه السلام ، معاویه انتظار داشت که آن حضرت حکم حکومت وی را در شام تأیید و امضا کند. از سوی دیگر، به دلیل اعمال فاسد خود و چپاول حقوق مردم احتمال می داد که حضرت وی را از حکومت شام برکنار کند و همچنین علاوه بر آن پس از قتل عثمان، هوس خلافت در سر داشت. از این رو، برای به دست گرفتن برگ های برنده سیاسی اجتماعی حکومت، راضی به کشته شدن عثمان توسط یاران و دوستان علی علیه السلام شد و خود عمدا به یاری عثمان در شکستن حلقه محاصره وی نشتافت تا با قتل وی توسط یاران امام علیه السلام ، معاویه آن حضرت را مسؤول اصلی قتل خلیفه معرفی کند.
حضرت در اوایل حکومت خود، با فرستادن نمایندگانی به سوی معاویه، از او خواست با حضرت بیعت کند و در اولین فرصت، شام را ترک کرده، به سوی حضرت بشتابد. این کار برای معاویه گران تمام می شد؛ چرا که مساوی با از دست دادن حکومت چندین ساله خود بر شام بود. از سوی دیگر، نمی توانست در اولین فرصت برای حضرت جواب منفی بفرستد و بدین وسیله، سرپیچی و طغیان خود را نشان دهد؛ او در آن زمان آمادگی لازم برای جنگ با امام علیه السلام را نداشت.
معاویه دست به سیاست کاری زد و با تأخیر در پاسخ امام علیه السلام و نگه داشتن نماینده حضرت (جریر) در مدتی طولانی در شام، توانست با مذاکره با مشاوران خود مانند عمروعاص، لشکر خود را برای مقابله نظامی با حضرت آماده کند.
بدین سان، با سرپیچی معاویه از حکم حضرت، جنگ در شوّال سال 36 ق، یعنی چهارماه پس از پایان جنگ جمل، آغاز شد.
مشروعیت جنگ صفین
از مطالب گذشته حقّانیت و مشروعیت جهاد حضرت با معاویه روشن شد، در این جا به ادلّه دیگری اشاره می شود:
1-روایات پیامبر: در تحلیل مشروعیت جنگ جمل، روایات پیامبر مبنی بر حقّانیت جبهه حضرت و باطل و دشمن خدا و رسول خدا بودن جبهه مقابل حضرت گذشت. علاوه بر روایات مزبور، پیامبر به صراحت و به طور خاص، درباره حکم رانی معاویه و جلوس وی بر منبر رسول خدا هشدار داده و از امّت خویش خواسته بود که در این صورت، به قتل معاویه دست بزنند: «اذا رأیتم معاویة یخطب علی منبری فاقتلوه.»
واضح است که با عدم صلاحیت معاویه برای تصدّی مقام موعظه و تبلیغ دین، عدم صلاحیت وی بر تصدّی مقام خلافت، که جانشینی پیامبر به شمار می آید، روشن تر می شود و هرگونه کوشش وی دراین راه، مانند عدم واگذاری شام به امام صلی الله علیه و آله و جنگ با حضرت باطل و ظالمانه خواهد بود.
2-یاغی بودن معاویه: دومین دلیل بر باطل بودن جبهه معاویه، طغیان و نافرمانی وی از خلیفه مشروع و مردمی است. حضرت وقتی تمامی حاکمانی را که عثمان نصب کرده بود، برکنار ساخت، همه آن ها از عزل حضرت تبعیت کردند، اما تنها معاویه بود که به بهانه خون خواهی عثمان، نه تنها مانع بیعت مردم شام برای حضرت شد، بلکه با تبلیغات و شگردهای خاص، احساسات مردم را علیه امام علیه السلام تهییج کرد.
3-شهادت عمّار یاسر: در روایات متعددی از رسول خدا، پیش بینی شده بود که عمّار یاسر را گروه «باغی» در میدان نبرد به شهادت خواهند رساند: «تقتلک الفئة الباغیة.»
در روایت دیگری پیامبر زمان شهادت عمّار را در جنگ اهل عراق و شام پیش بینی کرد که عمّار در جبهه حق خواهد بود.
عمّار یاسر، که در جنگ جمل و صفیّن از یاران نزدیک امام بود، در صفیّن توسط لشکر معاویه به شهادت رسید. شهادت وی «گروه باغی» را مشخص کرد. با شهادت عمّار و پخش خبر آن در لشکر معاویه، جبهه وی دچار تردید و اضطراب در حقّانیت خود شد؛ زیرا آنان خود را مصداق حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله می یافتند.
در اين وبگاه مطالبي با موضوعات اعتقادي، پژوهشي، فرهنگي، آموزشي، سياسي، پاسخ به شبهات، مشاوره و ... قرار مي گيرد.