تفاوت عرفا و پیامبران:
وحی ب معنی یک نحوه ی خاص از ارتباط بین خدا و انسان -چه با واسطه و چه بی واسطه-از اموری است که عقل عادی و فلسفه تا به حال از ادراک آن عاجز بوده و نتوانسته است تعریفی حقیقی، جامع و مانع از آن ارائه دهد، و آنچه که تا به حال در تعریف وحی گفته شده صرفا" تعاریفی لفظی بوده است نه تعاریفی حقیقی و فلسفی و اساسا " وحی مقوله ای وجودی است ک دربند مفهوم نمی آید لذا ادراک حقیقت آن اگر هم توسط علمی بحث شود آن علم عرفان نظری است ک از درک قلبی سود میجوید نه از مفاهیم ذهنی. ودر عرفان نظری وحی به معنای خاص آن به دو گونه استعمال دارد. محی الدین ابن عربی که مشهورترین شخصیت عرفان نظری است واهل عرفان از او با لقب شیخ اکبر یاد میکنند، فرموده است:وحی ب معنی خاص آن بر دوقسم است
1.وحی اولیا که در حوزه ی غیر شریعت و دین است
2.وحی انبیا که مربوط ب شریعت و دین است
وحی قسم اول همان الهام است ؛البته مراد از الهام،الهام در عرف عرفان است نه الهام در عرف عوام.از این نوع وحی هم انبیا بهره دارند و هم اولیای الهی ؛در این نوع از ارتباط با غیب انسان به یک سری از حقایق دست پیدا میکند که یا از سنخ مسائل دینی نیستند یا اگر مربوط به مسائل دینی هستند، آن حقایق قبلا توسط انبیا آورده شده اند و عارف تنها بخشی از باطن آنچه را که نبی الهی آورده است با چشم دل مشاهده میکند.
بنابراین روشن است ک آنچه بر عارف نمایان میشود در مرتبه ای کامل تر برای انبیا نمایان شده است، لذا عارف از مشاهدات غیبی خود در ابن حوزه، ره آوردی فراتر از ره آورد انبیا نخواهد داشت.
اما قسم دوم وحی که محتوای آن دین و شریعت است مختصّ انبیاست؛ و کسی جز نبی نمیتواند از این قسم وحی برخوردار شود.
حقیقت قسم اول (الهام به معنی خاص آن در عرفان) ترقیّ روح شخص دریافت کننده ی وحی به عالم ملکوت و مشاهده ی حقایق ملکوتی است ؛ یعنی این نوع وحی محصول یک نوع تکامل روحی است که در انسان قابلیت دریافت حقایق ملکوتی را ایجاد میکند و راه رسیدن به چنین تکاملی تبعیت از وحی انبیاست(آیه 30 ،سوره فصلت)
اما در وحی نبوّت گرچه ترقیّ وجودی لازم است، ولی ترقیّ وجودی صرف برای رسیدن ب وحی نبوت کافی نیست نبی باید از اول عمرش معصوم از خطا و اشتباه باشد چون قول، فعل، سکوت و تایید نبی برای مردم حجّت الهی است
بنابر این نبوت امری اعطایی از جانب خداست و نمیتوان آن را اکتساب نمود.
عرفا با ریاضت و عبادت فراوان به درجه ی دریافت الهام رسیده اند، در صورتیکه اگر در زندگی بعضی انبیا دوره ای از عبادت های ریاضت گونه دیده میشود، اقتضاء نبوت آنهاست نه علت نبوت آن ها ؛ یعنی انبیا چون نبی بودند چنین اعمالی را انجام میدادند نه اینکه به خاطر این اعمال ب نبوت رسیده باشند.
.منبع: وب سایت پرسشکده
آشنایی با علوم اسلامی،برنجکار
فلسفه ی عرفان،سید یحیی یثربی
دانشجو : مبينا بنفشه
درس تاريخ تحليلى صدر اسلام